Ali veysitabaar

Ali veysitabaar مربی،مدرس و مشاور کسب و کار

09/08/2023

به این دلیل به چیزایی که میخوای نمی رسی . این پست رو ببین

توهّم سودمندی و اثر بخشی ■در احوالات ملا نصرالدین نوشته اند که: ▪︎یک روز در آبادی گاوی سرش را در خمره کرد تا آب بخورد، ا...
26/03/2023

توهّم سودمندی و اثر بخشی
■در احوالات ملا نصرالدین نوشته اند که:
▪︎یک روز در آبادی گاوی سرش را در خمره کرد تا آب بخورد، اما دیگر نتوانست بیرون بیاورد.
▪︎مردم سراغ ملا رفتند و از او خواستند تا کاری بکند. ملا با عجله خودش را به آنجا رساند و گفت:
▪︎زود باشید تا گاو نمرده سرش را ببرید. قصاب سر گاو را برید.
▪︎مردم دوباره گفتند: ملا، حالا چگونه سر گاو را از خمره در آوریم!؟
▪︎ملا گفت: دیگر چاره ای نداریم جز آنکه خمره را بشکنیم! مردم هم همین کار را کردند....
▪︎آنگاه دیدند ملا غمگین گوشه ای نشسته و به فکر فرو رفته است.
▪︎مردم پیش ملا آمدند و گفتند: ملا ناراحت نباش! هم گاو و هم کوزه فدای سرتان.
▪︎ملا گفت: بخاطر گاو و کوزه ناراحت نیستم. از این ناراحتم که اگر شما مرا نداشتید چگونه می توانستید چنین مشکلات بزرگی را حل کنید!

□رولف دوبلی نیز در کتاب "هنر شفاف اندیشیدن" از مردی می گوید که هر روز راس ساعتی معین به گوشه میدان شهر می رفت و لحظاتی کلاهش را از سرش بر می داشت و به شدت تکان می داد. روزی پلیس علت این کار را از وی جویا شد. گفت: با این کار زرافه ها را دور می کنم. پلیس پرسید: من در این جا زرافه ای نمی بینم! پاسخ شنید: این نشان می دهد که من کارم را درست انجام می دهم!

●آنچه گفته شد نمونه هایی هستند از توهم سودمندی و مفید بودن که هر یک‌از ما، ممکن است مبتلا به آن شویم. این توهّم یکی از خطرناک ترین توهّم هاست؛ در صورتیکه مدیران دچار این توهم شوند خطرات آن به مراتب بیشتر است، چرا که مدیران مبتلا به این عارضه:
۱. بیش از آنکه به خود آسیب بزنند، به جامعه و دیگران آسیب می زنند. امّا متوجه عمق و گستردگی این آسیب ها نیستند و آنرا برای افراد و جامعه، مفید و ضروری می دانند.
۲. دچار ناشنوایی گزینشی هستند. بدین معنا که از هر گونه نقد و نظری که نظرات آنها را تایید نماید استقبال می کنند، اما نسبت به نظرات مخالف ناشنوا و بی تفاوت هستند.
۳. دچار "خود برحق پنداری" اند.‌ بدین معنا که تنها نظر و گفته خود را صحیح می پندارند و خود را محک و معیار تعیین درستی و نادرستی هر چیزی می دانند.
۴. توهم آنها توسط جماعتی چاپلوس بطور مستمر، تقویت می شود. آنها در احاطه و محاصره گروهی از چاپلوسان قرار دارند که مدام به مجیزگویی و ستایش آنها مشغول اند.
۵. آنها خود را عقل کل می پندارند و برای هر مساله ای، راه حلی در آستین دارند؛ راه حل هایی که خود در بلندمدت زمینه ساز چالشها و مشکلات بزرگ ترند.
۶. آنها از اعتماد به نفس کاذب در رنج اند. بهره گیری از واژگان "نمی دانم" و "نمی توانم" را در شان و شایسته خود نمی دانند.
۷. معتقدند جایگزینی ندارند و در نبود آنها، روال انجام کارها دچار اختلال خواهد شد.
۸. هرگونه اتفاق مثبت و امیدوارکننده را به حضور خود نسبت می دهند و ابایی از مصادره عملکرد دیگران به نفع خود ندارند.
۹. وجود و حضور خود را همچون نعمتی بی بدیل برای جامعه می پندارند و معتقدند مردم باید شکرگذار تلاشها و برکات ناشی از حضور آنها باشند.
۱۰. حرّافانی حرفه ای اند و آنچنان از آینده مطلوب سخن می رانند که قادرند هر موجود زنده ای را مجذوب و شیفته خود نمایند و گویی از آینده می آیند. امّا همه اینها ناشی از توهّم است تا اندیشه ورزی و برنامه ریزی آگاهانه.

○اینکه چرا برخی از مدیران دچار توهم سودمندی و اثربخش بودن می شوند دلایل مختلفی می تواند داشته باشد. برخی از مهمترین دلایل آن عبارتند از:
۱. گزارش های سلسله مراتبی مهندسی شده: یکی از ابزارهای رایج مدیران جهت اطلاع از عملکرد سازمان تحت مدیریت خود، گزارش های سلسله مراتبی است که از سطوح پایین سازمان، به سمت راس سازمان سرازیر می شوند. نکته قابل توجه درخصوص این گزارش ها، ویرایش ها و پالایش هایی است که در هر لایه، روی آنها صورت می گیرد بگونه ای که در هر لایه، ضعف ها و کاستی ها، کم رنگ تر و قوت ها و دستاوردها پر رنگ تر به تصویر کشیده می شوند. نتیجه آنکه، گزارش های ارائه شده به مدیران ارشد، مملو از دستاوردهای بزرگ‌نمایی شده و اندک کاستی های کوچک شمرده شده است.

۲. بازدیدهای میدانی طرح ریزی شده: مرسوم است که مدیران جهت اطلاع از واقعیت ها، اقدام به بازدیدهای میدانی نیز می نمایند. اما این دسته از مدیران، آنچه در عمل و از نزدیک شاهد آنند "سرابی از واقعیت" است نه خود واقعیت؛ چراکه برنامه ریزان اینگونه بازدیدها، هنرمندانه چیزهایی را در معرض دید مدیران قرار می دهند که خوشایند آنها بوده و تحسین و تقدیر آنها را در پی داشته باشد نه تنبیه و تذکر ایشان را. مسیر و برنامه بازدیدها کاملاً از پیش طراحی شده است. نه هر کسی اجازه دارد مقام‌مسئول را ملاقات نماید و نه آن مقام مسئول قادر به ملاقات کاملاً تصادفی با هر کسی است. در عالم واقع، چیزی به نام "بازدید سرزده" وجود ندارد. هرچه هست بازدیدهای از پیش طراحی شده و کاملاً مهندسی شده است.

۳. اطرافیان متملّق و مجیزگوی. که عارضه ای است فرهنگی و نیازی به توضیح ندارد.

۴. کم سوادی. که به مراتب خطرناک تر از بی سوادی است. فرد بی سواد(کسی که در حوزه ای تخصصی ندارد.) به خود اجازه اظهارنظر در هر حوزه ای را نمی دهد امّا فرد کم سواد، چون دچار "کژفهمی" و خویشتن را "عقل کل پنداری" است، بی محابا در همه حوزه ها به اظهارنظر می پردازد. این افراد، چون مبرّا از تخصص اند عمدتا تحت تاثیر القائات اطرافیان بوده و توان تشخیص درست از نادرست را ندارند. بدین سبب، درجه باورپذیری آنها بالاست و هر گونه گزارشی را می پذیرند و توان به چالش کشیدن آن را ندارند. آنها هرچه را بیشتر نفهمند بیشتر تایید و تصدیق می نمایند! تا بدین ترتیب، مثلاً جهل خود را کتمان نمایند.

۵. هدفگذاری تقلیلی: در این شیوه هدفگذاری، مدیران در زمان تعیین اهداف، "آگاهانه" اهداف را دست پایین گرفته تا با کم ترین تلاش و کوشش محقق شوند. در عمل نیز این اهداف با صرف کمترین تدبیر و انرژی، محقق شده و حتی فراتر از آن می روند. اینجاست که مدیر، از تحقق اهداف و رشد فراتر از حد انتظار ذوق زده شده و از آن تحت عنوان "دستاوردهای افتخارآمیز" یاد می کند.

۶. نداشتن سنجه های مناسب. رصد و پایش عملکرد نیازمند در اختیار داشتن سنجه های معتبر است. در نبود سنجه های(معیار) مناسب، "کلّی گویی" جایگزین "دقّت" شده و همه چیز، شکل "نسبی" به خود می گیرد؛ بدین معنا که همه چیز "نسبت به گذشته" آنهم گذشته دور، مورد قضاوت قرار گرفته و طبعاً در این قیاس، امروز نسبت به مثلاً ۵۰ سال قبل، بهتر و موجّه تر جلوه می نماید.

۷. آمارزدگی. با هیچ چیز بهتر از اعداد و ارقام نمی توان دروغ گفت و به فریب افکار عمومی پرداخت. امّا گاه خود مدیران نیز در دام های خود ساخته گرفتار شده، مجذوب رشد اعداد و ارقام کذایی قرار گرفته و آنها را باور می کنند. "درصدهای رشد" یکی از فریبنده ترین هاست. درصد رشد کشوری که در سال قبل ۱ نفر گردشگر خارجی داشته و امسال به ۲ نفر افزایش یافته است برابر است با کشوری که در سال قبل میزبان ۱ میلیون نفر گردشگر خارجی بوده و امسال میزبان ۲ میلیون نفر، امّا این کجا و آن کجا!

۸. ابتلاء به انواع خطاهای شناختی: مهمترین آنها عبارتند از دوام نگری، ادراک گزینشی، تازگی انگاری، اثر شترمرغ، پشتیبانی از انتخاب، جهت گیری تاییدی و ...

۹. نداشتن درکی درست از وضعیت مطلوب. آرمانگرایی بی حدّ و حصر و نداشتن یک چشم انداز منطقی و الهام بخش سبب ارزیابی های غیرواقع بینانه از وضع موجود می گردد. وقتی تعریف دقیقی از مطلوب ها در حوزه های مختلف وجود نداشته باشد که بتوان وضع موجود را با آن محک زد، آنگاه از هرگونه اقدام سطحی و نمایشی، تعبیر به دستاوردی بزرگ خواهد شد.

۱۰. دروغ گویی آگاهانه: نهایتاً اینکه ممکن است ما با دروغگویی عمدی و هدفمند مواجه باشیم تا توهّم زدگی. به قول نجیب محفوظ، آن‌ها دروغگو هستند و می‌دانند که دروغگو هستند و می‌دانند که می‌دانیم که دروغگویند، با این وجود، با صدای بلند دروغ می‌گویند!

#اثربخشی #سودمندی #توهم

Address

Ahvaz

Opening Hours

Monday 09:00 - 17:00
Tuesday 09:00 - 17:00
Wednesday 09:00 - 17:00
Thursday 09:00 - 17:00
Saturday 09:00 - 17:00
Sunday 09:00 - 17:00

Telephone

+989167005566

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when Ali veysitabaar posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Share