16/11/2014
روانکارها چه وظایفی دارند
وظیفه یک روانکار کنترل کاهش اصطکاک و سایش ، ممانعت از زنگ زدگی و خوردگی سطوح فلزات، انتقال حرارت، انتقال انرژی هیدرولیکی، معلق نگه داشتن مواد زائد و جلوگیری از رسوب بر روی قطعات سیستم ، آب بندی سیستم و کاهش ضربات ناگهانی است. به طور کلی مهم ترین وظایف یک روانکار عبارتند از: انتقال قدرت هیدرولیک، جلوگیری از تنش و ضربه، جابجا کردن آلاینده ها و آب بندی قطعات متحرک.
انتقال انرژی هیدرولیکی
مهمترین وظایف روانکارهای جدید در محیطهای هیدرولیک انجام میشود. وسایل اتوماتیک خودروهای سواری امروزی، بهترین مثال در این زمینه هستند. این دستگاهها بزرگترین مصرفکنندگان سیالات انتقال قدرت هستند. همچنین بیشتر ماشینهای صنعتی امروزی برای انتقال حرکت و نیرو از سیالات هیدرولیک استفاده مینمایند. سیالات استفاده شده در سیستمهای متحرک باید از عهده انجام وظایف زیر برآیند:
انتقال قدرت با کمترین تلفات
روانکاری قسمتهای متحرک
جلوگیری از خوردگی قسمتهای فلزی
جلوگیری از ضربات و تنش های ناگهانی
معروفترین انتقال دهندههای انرژی مکانیکی به انرژی هیدرولیک سیال کمک فنر خودروهاست. در حرکتهای نوسانی، لرزشهای بدنه خودرو باعث میشود یک پیستون در یک سیلندر بسته و غوطه ور در روغن (سیال) به طرف بالا و پایین به حرکت درآید. سیال با فشار توسط سوراخ بالای پیستون از یک طرف سیلندر به طرف دیگر حرکت میکند. در این حالت انرژی مکانیکی ایجاد شده توسط بدنه خودرو با کم شدن اصطکاک لایههای سیال که ناشی از سوراخ پیستون است، کاهش مییابد. برای تاثیر و کارایی بیشتر، سیال باید گرانروی مناسب نسبت به طراحی سیستم داشته باشد. همچنین گرانروی سیال نباید با درجه حرارت تغییر زیادی داشته باشد؛ یعنی شاخص گرانروی بالا داشته باشد.
تحقیقات نشان میدهند که یکی دیگر از قسمتهایی که در آن کاهش شوک انجام میگیرد، دندههای با بار بالا هستند. روانکار در این سیستمها بین دندههای جعبه دنده (گیربکس) گیر میکند (به دام میافتد) و باید از فاصلههای مابین دندانههای جعبه دنده خلاصی یابد و بدین ترتیب جلوی ضربه و شوک در دندهها گرفته میشود. هنگامی که جعبه دندهها روانکاری شده باشند، در مقایسه با جعبه دندههای روانکاری نشده آرامتر و بیصداتر کار خواهند کرد.
دومین مکانیسم که نقش کم کردن تنش را در روانکارها بازی میکند، تغییرات گرانروی با فشار است.
جابجایی آلاینده ها
روغن ها، عمل جابهجایی آلاینده ها را در اکثر سیستمها به خوبی انجام میدهند. این امر یک وظیفه کاملا جدی در موتورهای احتراق داخلی جدید است. مواد افزودنی معلقکننده و پاککننده برای معلق نگهداشتن مواد جامد قابل رسوب بهکارگرفته میشوند و سپس آنها را از داخل موتور به داخل فیلترهای طراحی شده بر سر راه قطعات بزرگ و قطعاتی که امکان سایش در آن وجود دارد به حرکت در میآورند. عمل تمیز نمودن و به حرکت در آوردن مواد آلاینده ی جامد از بین سطوح یاتاقان ها توسط روانکارها، مهمترین عمل در صنایع ماشینکاری است. این عمل روانکار از سایش و ته نشین شدن رسوبات در بین قطعات جلوگیری کرده و مواد جامد را به همراه خود برده و از محیط عملیات دور مینماید. اگر مواد آلاینده حاصل از خوردگی بتوانند توسط روغن جذب شوند، اجازه نمی دهند سطوح فلز با فلز تماس حاصل نمایند. روغن تحت فشار میتواند آلودگی را به صافیهای جذب سطحی و سانتریفیوژهای جداکننده مواد جامد حمل نماید. گریسها این وظیفه را فقط موقعی انجام میدهند که گریس تحت فشار به سیستم تزریق شود.
آب بندی قطعات متحرک
وظیفه ویژه گریسها آببندی قسمتهای متحرک است. گریسها، اکثر وظایف روانکاری به جز انتقال حرارت و دورکردن ذرات از محیط را به خوبی انجام میدهند. گریسها معمولاً در جایی بهکارگرفته میشوند که مشکل روانکاری وجود داشته باشد؛ یا قرارگرفتن سیستم به گونهای باشد که روانکار نسبتا جامد مورد نیاز است. در این نوع روانکاری خود به خود وظیفه آببندی هم مهم خواهد شد. گریسها همچنین از ورود آلودگیهای خارجی به داخل یاتاقانها جلوگیری به عمل میآورند. وظیفه آببندی برای فواصل بسیار باریک مانند آببندی سیلندر و پیستون با کمک رینگهای روغن در موتورهای احتراق داخلی و کمپرسورهای رفت و برگشتی و همچنین آب بندی بعضی از قسمتهای توربین توسط روغنها انجام میپذیرد.
گریسها در خیلی از مواقع به جای سیالات روانکار انجام وظیفه میکنند، اما برای وظایفی مانند شستشو، کنترل دما و حمل مواد آلودهکننده مناسب نیستند اما گریسها مانند روغنها به خوبی قطعات را در مقابل خوردگی محافظت مینمایند.
در نهایت بعضی از روغنها غیر از وظایفی که در این مباحث ذکر گردید، استفادههای دیگری نیز دارند. مثلا در تولید لاستیک به عنوان تولیدکننده دوده، در ترکیبات ساخت سم کشاورزی، جوهر، لوازم آرایشی و بهداشتی، پلاستیک، رنگ و به عنوان روغنهای فرآیند مورد استفاده قرار میگیرند.
چند نکته در مورد روغن موتور:
1- روغنهای موتور با سطح کارآیی پایینتر به هیچ وجه نباید برای موتورهای با تکنولوژی بالاتر استفاده گردد.
2- در مورد استفاده از روغنهای با سطح کیفی بالاتر برای موتورهای قدیمیتر نیز بایستی جانب احتیاط را نگهداشت و در صورت لزوم تفاوت سطوح از یک درجه بیشتر نباشد.
3- اختلاط دو نوع روغن موتور غیرهمنام و یا با دو سطح کیفی متفاوت دارای اثرات نامشخصی بوده و به هیچ وجه توصیه نمیگردد. دلیل این موضوع تاثیر متقابل مواد افزودنی بعضا متفاوت موجود در روغنها بر روی یکدیگر و ایراد صدمات شدید به موتور میباشد.
4- با توجه به عوامل گوناگون از قبیل کیفیت سوخت، شرایط آب و هوایی، ترافیک، نوع رانندگی و بسیاری موارد دیگر کیلومتر کارکرد ذکر شده برای روغن موتور عموما قابل حصول نبوده و تعویض روغن قبل از رسیدن به حداکثر زمان کارکرد، توصیه میگردد.
5- - هنگام تعویض روغن، بهتر است فیلتر روغن نیز عوض شود.
6- تعویض روغن با استفاده از دستگاههای مکش که از بالای موتور، روغن را تخلیه مینمایند چندان مفید نمی باشد. به دلیل تجمع رسوبات و آلودگیها در کف کارتر روغن،تخلیه از انتهای کارتر موجب خروج بیشتر لجن و سایر آلایندهها خواهد شد.
7- متوسط زمان تعویض روغن در کشورهای پیشرفته صنعتی 13000کیلومتر و برای کشور ما، ایران این رقم حدود 3000کیلومتر میباشد.
8- استفاده از ظروف پلاستیکی نسبت به فلزی، مقرون به صرفهتر بوده و آلودگی کمتری داشته و میزان هدر رفتن روغن پایینتر خواهد بود.
9- روغن موتور در هر صورت موجب آسیب به پوست گردیده و از تماس طولانی مدت با آن بایستی جدا اجتناب گردد.