Salsal Media انجمن حمایتی از تمام پناهجویان افغانستان

  • Home
  • Salsal Media انجمن حمایتی از تمام پناهجویان افغانستان

Salsal Media     انجمن حمایتی از تمام پناهجویان افغانستان انجمن حمایتی از تمام پناهجویان افغانستان
ما صدای رسای ?
(2)

من دختر بودمو اینجرم من در حکومت طالبان بوددر سرزمینی که طالبان ساختندناننامِ پسر داشتو گرسنگیسهمِ دخترموهایم را بریدمنه...
10/02/2026

من دختر بودم
و این
جرم من در حکومت طالبان بود

در سرزمینی که طالبان ساختند
نان
نامِ پسر داشت
و گرسنگی
سهمِ دختر

موهایم را بریدم
نه از سرِ هوس
نه برای نمایش
برای زنده ماندن
برای فریب سیستمی
که زن را فقط
وقتی می‌خواست
که خاموش باشد

سه سال
آینه مرا انکار کرد
چون طالبان
چهرهٔ زن را
تاب نمی‌آورد
و جهان
با لب‌های بسته
تماشاگر این جنایت ماند

طالبان
دین را گروگان گرفت
شریعت را چماق کرد
و از زن
دشمن ساخت

در نظام طالبان
مردسالاری قانون است
تفنگ قاضی است
و زن
محکومِ همیشگی

دختران
در این رژیم
درس نمی‌خوانند
نفس نمی‌کشند
رؤیا ندارند
آن‌ها را
در کودکی
زنده‌زنده
دفن می‌کنند

ملتی که طالبان بر آن حاکم است
ملتی است
که مادرش را می‌زند
کودکش را گرسنه نگه می‌دارد
و اسم این جنایت را
ایمان می‌گذارد

چنین ملتی
هرگز سرفراز نمی‌شود
چنین نانی
هرگز برکت ندارد

طالبان
نه فرهنگ‌اند
نه دین
نه حکومت

طالبان
نامِ عریانِ
ستم
جهل
و ترس‌اند

و ما
تا وقتی زن زنده‌به‌گور می‌شود
سکوت نمی‌کنیم

طرح مسئله و اهمیت خبری-تحلیلیاین رویداد از دو جهت اهمیت دارد: نخست، از بُعد خبری که به کشته‌شدن یک افسر پیشین نیروهای خا...
02/09/2025

طرح مسئله و اهمیت خبری-تحلیلی
این رویداد از دو جهت اهمیت دارد: نخست، از بُعد خبری که به کشته‌شدن یک افسر پیشین نیروهای خاص در پایتخت اشاره می‌کند و پرسش‌هایی جدی دربارهٔ امنیت، حاکمیت قانون و روند رسیدگی قضایی برمی‌انگیزد؛ دوم، از بُعد ساختاری که آن را در پیوستاری از تعقیب، ناپدیدسازی و کشتار نیروهای نظامی و امنیتی حکومت پیشین قرار می‌دهد؛ روندی که از نخستین روزهای تصرف کابل توسط طالبان گزارش و بازگو شده است
بازسازی خط زمانیِ پرونده
۱۴ اوت: بازگشت عبدالولی نعیمی از ایران به کابل. مطابق برخی روایت‌ها، او اخراج یا دیپورت شده و سپس به کابل برگشته است.
۱۶ اوت: ناپدیدشدن او در کابل، دو روز پس از بازگشت
حدود دو هفته بعد: خانوادهٔ نعیمی جسد او را در ریاست خدمات طب عدلی کابل می‌یابند
گزارش‌های محلی بر آثاری چون شلیک به سر و گردن، شکستگی دست چپ و نشانه‌های شکنجه تأکید دارند. این توالی زمانی با روایت‌های چند منبع مستقل تطابق دارد و حداقل چهار مولفه سازگار عرضه می‌کند: هویت قربانی، خاستگاه (پنجشیر)، بازگشت در ۱۴ اوت، و کشف جسد حدود دو هفته پس از ناپدیدشدن
عناصر فنی و نشانه‌های جرم
از منظر جرم‌شناختی، ذکر «دو گلوله به فرق و گردن»، شکستگی اندام و «نشانه‌های شکنجه»—اگر در بررسی‌های مستقل و پزشکی قانونی تأیید شود—به الگوی «قتل فراقضایی» با عناصر «بدرفتاری شدید پیش از قتل» اشاره دارد. در فقدان نظام دادرسی شفاف و دسترسی آزاد خبرنگاران و ناظران مستقل به پرونده‌های طب عدلی، ارزیابی نهایی دشوار است؛ اما هم‌خوانی روایت‌ها در چند رسانهٔ متفاوت قرینه‌ای قابل اعتنا به‌شمار می‌رود.
بستر ساختاری: از عفو عمومی تا انتقام‌گیری‌های موضعی
طالبان در نخستین ماه‌های تسلط بر کابل اعلام «عفو عمومی» کردند؛ با این حال، گزارش‌های متعددی از نقض این عفو، کشتارهای فراقضایی و ناپدیدسازی نیروهای امنیتی پیشین منتشر شد. علاوه بر این، تحلیل‌ها نشان می‌دهد ساختار غیرمتمرکز فرماندهی طالبان و واگذاریِ اجرای عفو به سطح محلی، فضای نقض‌های گسترده و بی‌پاسخ‌مانده را فراهم کرده است.
پیوندهای احتمالی با «ترس ساختاری» و موج‌های اخیر
در تابستان ۲۰۲۵، افشاگری‌های رسانه‌ای در بریتانیا دربارهٔ درز گستردهٔ داده‌های شخصی هزاران افغان همکار با نیروهای خارجی، موجی از نگرانی را دربارهٔ «فهرست‌های هدف» و شکار نظامیان سابق برانگیخت. در پروندهٔ نعیمی نیز بازگشت از ایران، دو روز بعد ناپدیدشدن و سپس کشف جسد، در چنین زمینه‌ای پرسش‌برانگیز می‌نماید؛ هرچند نسبت‌دهی مستقیم بدون ادلهٔ مستقل جایز نیست
ابعاد اجتماعی و روانی: پیامِ «بازگشت نکن»
قتل‌های هدفمند یا مرگ‌های مشکوک نیروهای پیشین، به‌ویژه وقتی در پایتخت رخ دهد و با نشانه‌های شکنجه همراه باشد، حامل پیام قدرتمندی برای بدنهٔ نیروهای سابق و خانواده‌های‌شان است: «بازگشت نکنید» یا «از چشم پنهان بمانید». چنین زبانی، سرمایهٔ اجتماعیِ حیاتی—اعتماد به امکان زیست امن، امکان صلح اجتماعی و احتمال بازگشایی مسیرهای مصالحه—را فرسوده می‌کند. در نبود فرایندهای حقیقت‌یابی، جبران خسارت، اصلاح نهادهای امنیتی و تضمین عدم تکرار، خاطرهٔ جمعی از «بی‌کیفرمانی» نیرومند می‌شود و خشونت به شیوه‌ای خاموش نهادینه می‌گردد
پرسش‌های کلیدی در سطح تحقیق و روش‌شناسی
چه نهاد یا افرادی مسئول تحقیق‌اند؟ در شرایطی که ساختار عدالت کیفری عملاً در انحصار طالبان است و استقلال نهادی قوهٔ قضاییه و پزشکی قانونی محل تردید است، چشم‌انداز یک تحقیق بی‌طرفانه کم‌فروغ می‌نماید
آیا کالبدشکافی و گزارش رسمی در دسترس بستگان و رسانه‌ها قرار می‌گیرد؟ بدون گزارش کالبدشکافی و امکان رؤیت وکلا یا نمایندگان خانواده، اثبات عناصر جرم دشوار است.
زنجیرهٔ حفاظت از ادله چگونه بوده است؟ گذر زمان، انتقال جسد میان نهادها و محدودیت دسترسی آزاد می‌تواند ادلهٔ انتساب را تضعیف کند
هم‌خوانی روایات مستقل چه اندازه است؟ در این پرونده، چند منبع خبر را گزارش کرده‌اند و در عناصر اصلی (زمان بازگشت، ناپدیدشدن، کشف جسد، نشانه‌های خشونت) هم‌سو هستند
الگوهای پیش‌زمینه‌ای: مقایسهٔ مورد نعیمی با موارد مشابه
در دو سه سال گذشته، نمونه‌های متعددی از کشتار یا ناپدیدسازی نیروهای سابق گزارش شده است. چنین الگوهایی وقتی به پایتخت می‌رسند، نشان می‌دهند که «امنیت مرکزی» نتوانسته یا نخواسته است جلوی خودسری‌های محلی را بگیرد. از این منظر، پروندهٔ نعیمی افزون بر بُعد انسانی-تراژیک، حامل نشانه‌ای از شکنندگی نظم کیفری در کابل است؛ آن‌هم شهری که باید پیشانی حاکمیت قانون باشد
پیامدها برای جوامع مهاجر و بازگشت‌کننده
روایت «بازگشت از ایران و کشف جسد پس از ناپدیدشدن» برای هزاران افغانِ سرگردان میان ایران، پاکستان و مسیرهای مخاطره‌آمیز مهاجرت، حامل یک سیگنال هشدار است. تجربه‌های تلخ بازگشت، همراه با فشارهای اقتصادی و اجتماعی در کشورهای همسایه، این گروه‌ها را در وضعیتی دوگانه قرار می‌دهد: «بمانند و فرسایش را تحمل کنند» یا «بازگردند و در معرض خطر باشند». مورد نعیمی، در حافظهٔ جمعی مهاجران به‌عنوان نمونه‌ای بازدارنده ثبت می‌شود
تحلیل حقوقی: تعهد به تحقیق مؤثر و ممنوعیت مطلق شکنجه
از منظر حقوق بین‌الملل حقوق بشر، ممنوعیت شکنجه قاعده‌ای آمره است و هیچ استثنایی نمی‌پذیرد. هر مرگ در بازداشت یا در شرایط مشکوک، فرضیهٔ مسئولیت دولت مسلط را تقویت می‌کند و دولت موظف است تحقیق مؤثر، مستقل، سریع و قابل دسترس برای عموم انجام دهد. اگر نشانه‌های شکنجه و شلیک در نقاط حساس بدن تأیید شود، پروندهٔ نعیمی می‌تواند مصداق «قتل فراقضایی» همراه با بدرفتاری شدید باشد
نسبت «عفو عمومی» و واقعیت میدانی
اعلام عفو عمومی اگر بدون سازوکار عملی برای تضمین عدم تکرار، پیگیری نقض‌ها و پاسخ‌گویی مأموران خاطی باشد، به یک ابزار تبلیغاتی بدل می‌شود. اعتراف‌های پراکندهٔ مقامات طالبان دربارهٔ «نقض‌های موضعی» گرچه به‌ظاهر رویکردی اصلاحی تصویر می‌کند، اما در عمل بدون نظام انضباطی شفاف و مجازات علنیِ عاملان، به بی‌کیفرمانی ساختاری دامن می‌زند
توصیه‌های سیاستی و عملی
مستندسازی دقیق و امن: خانواده‌ها، فعالان و روزنامه‌نگاران باید—تا حد امکان—از شیوه‌های استاندارد مستندسازی استفاده کنند: ثبت زمان‌های دقیق، گردآوری گواهی‌های شهود، عکس‌برداری از آثار جراحت با ثبت فرادادهٔ زمانی-مکانی، و نگهداری امن نسخه‌های پشتیبان
پیگیری نزد نهادهای بین‌المللی: گزارش به نهادهای نظارتی و حقوق بشری اهمیت دارد. حتی اگر دسترسی میدانی محدود باشد، انباشت پرونده‌ها می‌تواند در دوره‌های بعدی گذار سیاسی، زمینهٔ پاسخ‌گویی را فراهم کند
حمایت از شهود و خانواده‌ها: شبکه‌های حمایتی داخل و خارج باید خدمات روانی-اجتماعی، مشاورهٔ حقوقی و حمایت معیشتی حداقلی را برای خانواده‌های قربانیان فراهم آورند
رسانه‌ها و راستی‌آزمایی چندمنبعی: رسانه‌های مستقل باید با احتیاط و تکیه بر روش‌های راستی‌آزمایی دقیق خبر دهند
پایش روندهای کلان: پیوند دادن پرونده‌های موردی با روندهای کلان می‌تواند فهم پژوهشی بهتری از چرخهٔ خشونت تولید کند
محدودیت‌ها و احتیاط‌های تحلیلی
دسترسی محدود به منابع رسمی: در پروندهٔ حاضر، دسترسی عمومی به گزارش کالبدشکافی یا پروندهٔ قضایی وجود ندارد. تحلیل بر جمع‌بندی روایت‌های متعدد استوار است
ریسک فشار بر شهود و خانواده‌ها: هر نوع افشاگری می‌تواند پیامدهای امنیتی داشته باشد
ابهام‌های انتساب مباشر یا آمر: حتی اگر «الگوی ساختاری» نشان‌دهندهٔ تکرار رفتار باشد، نسبت‌دادنِ هر مورد به یک آمر یا نهاد مشخص بدون ادلهٔ معتبر ممکن نیست

پروندهٔ عبدالولی نعیمی—افسر پیشین قطعات خاص پولیس افغانستان و باشندهٔ پنجشیر—با توالی زمانیِ روشن (بازگشت در ۱۴ اوت، ناپدیدشدن در ۱۶ اوت، کشف جسد حدود دو هفته بعد) و نشانه‌های قوی خشونت (شلیک به سر و گردن، شکستگی دست، آثار شکنجه) در نقطهٔ تلاقی چند روندِ نگران‌کننده قرار دارد: تداوم کشتارهای فراقضایی نیروهای پیشین، بی‌پاسخ‌ماندن نقض‌ها در نبود سازوکارهای تحقیق مستقل، و پیامدهای روانی-اجتماعی برای بازگشت‌کنندگان.
در چنین وضعی، هر پروندهٔ موردی تنها «یک خبر» نیست؛ بلکه گره‌ای است بر رانهٔ کلانِ بی‌کیفرمانی و فرسایش اعتماد. پاسخ‌گوییِ مؤثر—even در سطح حداقلیِ تحقیق مستقل و دسترسی عمومی به نتایج پزشکی قانونی—می‌تواند نقطهٔ آغاز مهار چرخهٔ خشونت باشد. نبودِ آن، اما، هم یاد قربانیان را در هاله‌ای از ابهام می‌گذارد و هم مسیر آشتی اجتماعی را دورتر می‌کند

25/08/2025

نظر شریعت اسلام در مورد بی‌حرمتی به جنازه حتی جنازه‌ی یک فرد کافر و تحلیل اقدام طالبان در هرات

احترام به انسان و کرامت ذاتی او یکی از اصول بنیادی در شریعت اسلام است. این اصل نه تنها در دوران زندگی افراد بلکه پس از مرگ و در مواجهه با جنازه نیز مورد تأکید قرار گرفته است. قرآن و سنت پیامبر اسلام(ص) به صراحت به حرمت جسد و رعایت احترام نسبت به متوفی حتی اگر کافر یا مخالف دین باشد اشاره دارند. با وجود این، در روز جمعه، طالبان در هرات فردی به نام محمد داوود را پس از تیرباران، بر دار آویختند و جسد او را به نمایش گذاشتند؛ اقدامی که با آموزه‌های دینی و انسانی کاملاً در تضاد است.

حرمت جنازه در اسلام

اسلام به کرامت انسان توجه ویژه دارد. در قرآن کریم آمده است:
«وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ» (اسراء/۷۰)؛ یعنی ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم. این آیه کرامت انسان را به طور مطلق بیان می‌کند و تفاوتی میان مؤمن و کافر، زنده یا مرده قائل نمی‌شود.

از پیامبر اسلام(ص) روایت شده است که:
«کسر عظم المیت ککسره حیاً»؛ شکستن استخوان مرده همانند شکستن استخوان زنده است. این حدیث نشان می‌دهد که حرمت جنازه همچون حرمت بدن در حال حیات است و بی‌احترامی به جسد از نگاه شرع حرام شمرده می‌شود.

فقه اسلامی نیز تصریح می‌کند که جنازه باید با احترام دفن شود. حتی درباره‌ی کفار، علمای بزرگ اسلام مانند امام نووی و ابن‌قدامه گفته‌اند که اگر کافر ذمی یا معاهد فوت کند، جنازه‌اش باید دفن شود و رها کردن یا بی‌حرمتی به جسد او جایز نیست.

حرمت جنازه‌ی کافر در شریعت

فقهای اسلامی تأکید کرده‌اند که حتی با جنازه‌ی دشمنان نیز نباید بی‌رحمانه رفتار شود. در تاریخ اسلام، زمانی که مشرکین در جنگ بدر کشته شدند، پیامبر اسلام دستور داد اجساد آنان دفن شوند. این نشان می‌دهد که حتی دشمنی مسلح نیز پس از مرگ باید از حداقل حرمت انسانی برخوردار باشد.

بنابراین، بی‌حرمتی به جنازه‌ی یک کافر نیز از نظر شریعت حرام است؛ چه رسد به جنازه‌ی یک مسلمان یا مخالف سیاسی.

تحلیل اقدام طالبان در هرات

بر اساس گزارش‌ها، در روز جمعه در هرات، طالبان فردی به نام محمد داوود را ابتدا تیرباران کرده و سپس جسد او را بر دار آویختند. این عمل چند نکته مهم را آشکار می‌سازد:

تضاد با اصول اسلامی: همان‌طور که گفته شد، در اسلام احترام به جنازه حتی دشمن الزامی است. آویختن جسد پس از قتل، نه تنها خلاف شریعت بلکه عملی غیرانسانی و توهین به کرامت بشری است.

استفاده ابزاری از دین: طالبان با تفسیر سلیقه‌ای از شریعت، از احکام اسلامی به عنوان ابزار قدرت و ارعاب استفاده می‌کنند. در حالی که قرآن و سنت بر رحمت و کرامت انسان تأکید دارند، طالبان از خشونت و نمایش مرگ برای ترساندن جامعه بهره می‌برند.

جنبه سیاسی و روانی اقدام: آویختن جسد در ملأ عام، یک پیام روانی برای مردم است؛ طالبان می‌خواهند نشان دهند که مخالفان سیاسی یا نظامی آنان نه تنها کشته می‌شوند، بلکه پس از مرگ نیز تحقیر خواهند شد. این سیاست رعب و وحشت، با هدف کنترل اجتماعی به کار می‌رود.

تعارض با ارزش‌های انسانی و بین‌المللی: علاوه بر شریعت اسلام، قوانین بین‌المللی حقوق بشر نیز بی‌احترامی به اجساد را محکوم می‌کنند. کنوانسیون‌های ژنو صراحتاً بر لزوم رفتار محترمانه با اجساد حتی دشمنان در جنگ تأکید دارند.

شریعت اسلام بر حرمت جنازه، حتی جنازه‌ی کافر، تأکید دارد و بی‌حرمتی به جسد را گناهی بزرگ می‌شمارد. اقدام طالبان در آویختن جسد محمد داوود پس از تیرباران، نه تنها از منظر دینی محکوم است بلکه از نظر اخلاقی، انسانی و حقوق بین‌الملل نیز جنایتی آشکار به شمار می‌رود. این رفتار نشان می‌دهد که طالبان همچنان با قرائتی خشن و سیاسی از دین، در تضاد با آموزه‌های اصیل اسلامی عمل می‌کنند.

22/08/2025

منابع می‌گویند که محتسبان امر به معروف طالبان ناوقت پنجشنبه برخی زنان را در نزدیکی هوتل پروان در حوزه یازدهم شهر کابل بازداشت کرده‌اند.

به گفته منابع، این زنان به حوزه امنیتی طالبان انتقال داده شدند و از خانواده‌های شان ۲۰۰۰۰ افغانی خواسته شده است.
https://amu.tv/fa/193986/

16/08/2025
16/08/2025

در وصف غنی فراری

16/08/2025

در این نوشته، نرگس نیک‌بین، دختر بازمانده از مکتب در بامیان، تجربه چهار سال خانه‌نشینی و محرومیت از آموزش را از دریچه‌ «اتاقی که جهانش را بلعید» روایت می‌کند.
https://amu.tv/fa/192843/

Address


Alerts

Be the first to know and let us send you an email when Salsal Media انجمن حمایتی از تمام پناهجویان افغانستان posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Contact The Business

Send a message to Salsal Media انجمن حمایتی از تمام پناهجویان افغانستان:

  • Want your business to be the top-listed Business?

Share