08/03/2026
نخست اینکه شرایط تاریخی دورههای مختلف افغانستان یکسان نبوده است. در دهههای جنگ داخلی، ساختار دولت فروپاشیده بود و کشور عملاً به میدان رقابت قدرتهای منطقهای و جهانی تبدیل شده بود. طبیعی است که در چنین وضع آشفتهای میزان تلفات بالا باشد، اما این واقعیت هرگز به معنای توجیه وضعیت دو دهه گذشته نیست.
دوم، در علوم سیاسی و مطالعات جنگ، ارزیابی یک نظام فقط با تعداد کشتهها سنجیده نمیشود. شاخصهایی مانند آزادیهای مدنی، حقوق اساسی شهروندان، مشارکت سیاسی، دسترسی به آموزش و حاکمیت قانون نیز معیارهای اساسی هستند. اگر این معیارها در نظر گرفته شود، مقایسه «کشته بیشتر» و «کشته کمتر» اساساً یک تحلیل ناقص و گمراهکننده است.
حتی اگر صرفاً از زاویه تعداد کشتهها هم نگاه شود، واقعیت این است که در دو دهه گذشته صدها هزار انسان بیگناه در نتیجه جنگ و خشونتها جان خود را از دست دادهاند؛ بخش بزرگی از این تلفات نیز نتیجه حملات و اقدامات همان گروهی است که امروز در قدرت قرار دارد.
تاریخ افغانستان پر از رنج و تراژدی است و هیچ دورهای با کوچک جلوه دادن رنج دوره دیگر قابل توجیه نیست. اگر هدف رسیدن به حقیقت باشد، باید تاریخ را جامع و منصفانه دید، نه با مقایسههای سلیقهای و جانبدارانه.
Farahnaz Forotan