انترنت کلپ هریوا Fast Hariwa Net

انترنت کلپ هریوا  Fast Hariwa Net مطبعه‌ی هریوا باخدمات چاپ اخبار، کتاب، مجله، بروشور، ?

16/09/2025

از نادر ابراهیمی بخوانید:

باز، روزی نو در راه است
و تو باید که مُسلّح باشی— با عشق، اندیشه، ایمان، شادی …
چاره‌ای نیست عزیز من!
سهم ما از میلیارد‌ها سالْ حیات و حرکت
ذرّه‌ی بسیار ناچیزی‌ست.
این سهم را، چه کسی به تو حق داد
که با خستگی و پیریِ روح
با بلاتکلیفی، با کسالت، دودِلی
به تباهی بکشی؟
باورکُن!
زندگی را، پُر باید کرد
امّا، نه با باطل و بیهوده
نه با دلقکی و مسخرگی
نه با هر چیزِ کِدِر
و کثیف

admin:Michelle

16/09/2025
16/09/2025
16/09/2025

سنائی یا حافظ؟
نویسنده: میر ویس هروی

بسیاری از کسانی که حافظ ره در قله‌ی شعر فارسی گذاشتند، معمولاً تنها به جنبه‌ی زبانی یا بلاغی او تکیه نکردند، بلکه بیش‌تر مجذوب نبوغ روان‌شناختی، بینش جامعه‌شناختی، و پیچیدگی فکری او شدند؛ ویژگی‌هایی که در گذر زمان، به‌ویژه در پژوهش‌های غربی با رشد علوم انسانی، پررنگ‌تر درک شدند.

اما اگر تنها فن شعر ره در نظر بگیریم، یعنی توانایی در ساخت زبان، تسلط بر قالب‌ها، گستردگی تجربه‌ی زبانی، و عمق بلاغت و آرایه‌پردازی، بی‌تردید سنایی در مرتبه‌ای بالاتر از حافظ قرار داره.

سنایی شاعری‌ست که قبل از حافظ، قالب شعر ره از مدح و دربار بیرون کشید، به شعر محتوا داد، به او اندیشه بخشید، و عرفان، اخلاق، نقد اجتماعی و فلسفه ره وارد ساختار شعر کرد.
از طرف دیگر او هم قصیده‌سرای بزرگی‌ست، هم مثنوی‌سرایی قوی، هم در غزل تجربه داره، هم قطعه، هم رباعی.
از لحاظ تنوع قالب‌ها و گستره‌ی زبانی هم که ببینیم، حافظ در برابر سنایی محدودتر است. حافظ درخشان‌ترین غزل‌سرای فارسی‌ست، اما به‌جز غزل، کار جدی و چشم‌گیری در دیگر قالب‌ها نداره.

از سوی دیگر، حافظ بازیگر بی‌نظیرِ لایه‌های معنایی و ایهام است، اما وقتی پای آرایه‌های کلاسیک بلاغت، مثل استعاره، کنایه، مراعات‌النظیر، تلمیح، تضاد، تشبیه، مجاز و...، در میان باشه، سنایی دستی وسیع‌تر و پخته‌تر داره.
زبان حافظ بسیار فشرده و پیچیده است، گاهی تا آن‌جا که معنا قربانی زیبایی می‌شه؛ اما سنایی در عین بلاغت و زبانی استوار، وضوح معنا و رسایی اندیشه ره فدای صنعت نمی‌کنه.

در مجموع، اگر حافظ ره می‌شناسیم به‌خاطر روان‌شناسی مردم، نگاه اجتماعی، نقد پنهان و هنر تغزلش است. اما اگر بخواهیم کسی ره از حیث "فن شعر" به معنای دقیقش در قله بنشانیم، باید سنایی ره در بالاترین جایگاه بنشانیم؛ شاعری که حافظ بسیاری از مضامینش ره از او وام گرفته، تضمین کرده، و مکتب فکری‌اش ره ادامه داده.

حافظ، به تعبیر دقیق، فرزند هنری سنایی‌ست، نه رقیب فنی او.
درخشش حافظ تردیدی نداره، اما این نور، از چراغی می‌تابه که سنایی برافروخته بود. نمونه‌اش ره در دو غزل زیر بخوانین.👇

دی ناگه از نگارم اندر رسید نامه
قالت رأی فؤادی من هجرک القیامه

گفتم که عشق و دل را باشد علامتی هم
قالت دموع عینی لم تکفک العلامه

گفتا که می چه سازی گفتم که مر سفر را
قالت فمر صحیحاً بالخیر و السلامه

گفتم وفا نداری گفتا که آزمودی
من جرّب المجرّب حلّت به النّدامه

گفتم وداع نایی واندر برم نگیری
قالت ترید وصلی سرّاً و لا کرامه

گفتا بگیر زلفم گفتم ملامت آید
قالت ألست تدری العشق و الملامه
(سنایی، 1362، ص 1012)

از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه
إنی رأیت دهراً من هجرک القیامه

دارم من از فراقش در دیده صد علامت
لیست دموع عینی هذا لنا العلامه

هر چند کآزمودم از وی نبود سودم
من جرّب المجرّب حلّت به النّدامه

پرسیدم از طبیبی احوال دوست گفتا
فی بعدها عذاب فی قربها السّلامه

گفتم ملامت آید گر گرد دوست گردم
والله ما رأینا حبّا بلا ملامه

حافظ چو طالب آمد جامی به جان شیرین
حتی یذوق منه کأساً من الکرامه
(حافظ، 1386، ص 327)

16/09/2025

بخش یکم؛
الفبای پارسی:

پس از ورود دین اسلام به سرزمین ما، زبان فارسی، باکم وبیش تفاوت به رسم الخط زبان عربی نوشته می‌شود، که قبل از آن رسم الخط پهلوی بود. از آنجا که رسم الخط پهلوی بیست و پنج حرف داشت، نبود بعضی از نشانه‌های صوتی در آن از یک ســــو و بعضی عوامل دیگری (که ذکرش در این جا لازم نیست) از سوی دیگر، باعث شد که آن رسم الخط تبدیل به رسم الخط عربی شود.
در رسم الخط حالی علاوه بر٣٤ حرف از نشانه‌های چون فتحه، کسره، ضمه... نیز استفاده می‌شود، که این حروف و نشانه‌ها را بنام واج (فونیم) یاد می‌کنند.
واج (فونیم) کوچک‌ترین واحد صوتی زبان است؛ طورمثال واژه‌ی "در" (dar) از سه فونیم (د، فتحه، ر) تشکیل شده است، در سابق حرف را کوچک‌ترین واحد صوتی می‌دانستند، مثلاً واژه (در) را می‌گفتند که از دو حرف (د، ر) تشکیل شده است.
در میان این حروف آن چه که قابل یادآوری است، حروف ویژه‌ی فارسی، حروف ویژه‌ی عربی و حروف مشترک در این دو زبان است. دانش‌مندان حرف‌های (ث،ح ، ذ، ص، ض، ط، ظ، ) ویژه زبان عربی؛ حرف‌های (چ، پ، گ، ژ ) را ویژه‌ی زبان فارسی، وبقیه‌ی حروف را مشترک گفته اند.
در مورد واج "ق" که در لهجه‌ی معیاری فارسی تهران وجود ندارد، باید گفت که این واج در لهجه معیاری فارسی کابل به صورت روشن تلفظ می‌شود. واج ق در لهجه‌ی ایران به شکل "غ" تلفظ می‌شود. مثلاً قبیله را غبیله می‌خوانند. اما در زبان دری افغانستان این واج به صورت واضح تلفظ می‌شود، بنابر این باید آن را از جمله حروف مشترک نامید.
واج‌های ث و ذ در الفبای اوستای بوده است و در فارسی باستان، نیز بوده است.(۱)
این دو واج (ث، ذ) آهسته آهسته در زبان دری از میان رفته است، از این رو باید آنها را ویژه‌ی عربی دانست. با آن که هنوز هم در بعضی از واژه‌ها مانند: ((پذیرش)) حرف ((ذ)) را می‌نویسند.

(۱) پ.ن: ادیب سلطانی، میرشمس الدین. درآمدی برچگونگی شیوه‌ی خط فارسی. تهران: انتشارات امیرکبیر،۱۳۸۸.ص ۱۸

16/09/2025

بخش دوم

بنویسیم: سابون (فرانسه‌یی)، سالون (فرانسه‌یی)، توفان (یونانی)، امپراتوری، پترول، اتاق، اتو....

ننویسیم: صابون، صالون، طوفان، امپراطوری، پطرول، اطاق، اطو....

واژه‌های اروپایی و دیگر زبان‌ها (غیر از عربی) که در زبان فارسی به‌کاربرده می‌شود، کابرد حروف ویژه‌ی عربی در آن‌ها اشتباه است.
اسم‌های سقراط، ارسطو، افلاطون و مثل این دیگر اسم‌ها که از زبان‌های دیگر اند، و در آن‌ها حروف ویژه عربی "ط" به کار رفته است. بیش‌تر کتاب‌ها آن‌ها را استثنا و از جمله اشتباه‌های پذیرفته شده خوانده اند، اما بعضی دیگر نوشتن آن‌ها را به «ت» (سقرات، ارستو، افلاتون...) ترجیح می‌دهند.

16/09/2025

بخش سوم

بنویسیم: نسوار، زغال، تپش، تشت غلتیدن...

ننویسیم: نصوار، ذغال، طپش، طشت، غلطیدن...

گفتیم در زبان فارسی ۳۴ حرف وجود دارد، این حروف در نظام زبان ما موجود است، برای استعمال درست آن باید نکات زیر را در نظر بگیریم.

۱- در واژه‌های اصلی فارسی ‌استعمال حروف ویژه‌ی عربی درست نیست. مانند:
نسوار /نصوار: واژه دری است که آن را نباید به حروف ویژه‌ی عربی (‌ص) بنوسیم.

"صد" و "شصت":
در مورد این واژه‌ها که اعداد فارسی است و حروف ویژه‌ی عربی در آن می‌آید باید گفت: گرچه در این اواخر بعضی‌ها آن‌ها را به صورت شست و سد می‌نویسند اما اگر به همان شکل اشتباه آن "صد" و"شصت" بنوسیم، نیز مشکلی ندارد زیرا یک اشتباه پذیرفته شده است یعنی در متون جدید و قدیم توسط نویسندگان و شاعران بزرگ به همین شکل اشتباه به کار گرفته شده است.

16/09/2025

بخش چهارم

شیوه درست درمتون فارسی: سارنوال، سارنوالی، پشتو، پوهنزی، برشنا شرکت، سپوژمی...
شیوه‌ی نادرست در متون فارسی: څارنوال، څارنوالی، پښتو، پوهنځی، برښنا شرکت، سپوږمۍ...

از آنجا که دو زبان رسمی در کشور وجود دارد بعضی از اصطلاحات پشتو نیز در زبان فارسی وارد شده است، مثلاً «سارنوال»
خلاصه اگر آن را در متون فارسی استعمال کنیم باید به الفبای فارسی بنوسیم، اگر واژه‌های همچون "څارنوال" را به همان صورت اصلی اش بنوسیم پس مجبور استیم که یک یا چند واج دیگر مانند "څ" را در الفبای فارسی اضافه نماییم.
در غیر آن؛ این بدان می‌ماند که در زبان انگلیسی بنویسیم anistanغ Af یا هم اگر در زبان عربی پاکستان، چین یا... بنویسیم، که هر چند ( پاکستان، چین...) از اسم‌های خاص اند اما در زبان عربی به الفبای عربی نوشته می‌شوند…
پرسش: چرا مستقیم مترادف واژه‌های فوق، که در زبان فارسی وجود دارد، را به کار نگیریم؟
پاسخ ابتدایی ما برای این پرسش این است: مخاطب کسانی اند که واژه‌های پشتو را استفاده می‌کنند اما آن را هم به شکل نادرست آن که همین اکنون در عرایض، درخواستی‌ها، و اسناد دفترهای رسمی و دولتی این اشتباه عام است.

16/09/2025

تجار/تاجر

«تُجار» جمع مکسر "تاجر" است که جمع بستن دوباره‌ی آن درست نیست.
ننویسیم: تجارها، تجاران
مفرد: تاجر
جمع: تجار، تاجران
متراف این واژه در فارسی «بازرگان» و جمع آن «بازرگانان» است.

16/09/2025

هر زبانی در تغییر است. ممکن است شکلِ نوشتاریِ کلمه باقی بماند و تلفظ و معنایِ آن عوض شود. زبان تابعِ منطق و ریاضی نیست. زبان مسأله‌یِ استعمال یا کاربرد است.

«محمّدرضا باطنی»

16/09/2025

هست/است

در مورد چگونگی نوشتن و کاربرد این دو واژه سه نظر وجود دارد:
بعضی از واژه نامه‌ها مانند فرهنگ فشرد‌ه‌ی سخن ((هست)) را فعل شخص سوم می‌داند که معنای وجود، هستی، بودن و موجود را می‌رساند.

هست = موجود است (مفرد)
هستند = موجود استند/اند (جمع)
هستی = موجودات
که مترادف آن‌ها در زبان انگلیسی
می‌‌باشد There is و There are

((هست)) موجودیت را نشان می‌دهد اما ((است)) فعل معین است.
طور مثال اگر نوشته شود ((خدا هست.)) به این معناست که ((خدا موجود است.)) اما اگر بنویسیم ((خداوند است)) باید پرسیده شود که ((خداوند چه است؟)) مثلا جواب می‌گوییم ((خداوند قادر مطلق است.))

یا به بیان دیگر((هست)) در جمله را می‌توانیم به ((موجود است)) مبادله کنیم:
در نزدت پول هست/است.
باید ((هست)) نوشته شود، زیرا آن را می‌توانیم به ((موجود است)) تبدیل کنیم. ((در نزدت پول موجود است))... اگر بگوییم: ((فلان شخص انسانی خوبی هست.)) در این جا نمی‌توانیم که ((هست)) را به ((موجود است)) تبدیل کنیم که ((فلان شخص انسانی خوبی موجود است)) از این رو جمله‌ی ما اشتباه قلمداد می‌شود.
نظر دوم:
دوکتور پرویز ناتل خانلری می‌گوید: باید دانست که میان دو واژه‌ی ((هست)) و ((است)) از جهت ریشه‌ی کلمه و معنای اصلی هیچ تفاوتی نیست، یعنی این دو لفظ دو صورت یک واژه و به یک معنا است.... مثلاً
فلان شخص انسانی خوبی است = فلان شخص انسانی خوبی هست
نکته این است که در واژه‌ی ((هست)) نسبت به ((است)) تاکید وجود دارد، یعنی در واژه‌ی اول وجود امری، یا صفتی را برای امری، با تاکید بیان می‌کنیم، در حالی که در واژه‌ی دوم تاکیدی در میان نیست. پس واژه‌ی ((هست)) تنها به معنای ((وجود داشتن)) نیست بلکه غالباً برای رابطه‌ی تاکیدی به کار می‌رود. (دوکتور پرویز ناتل خانلری، دستور زبان فارسی، چاپ نهم ص ۳۲۳، ۳۲۴، ۳۲۵)
نظر سوم: ((هست)) برای موجودات زنده، اما ((است)) برای موجودات غیر زنده به کار گرفته می‌شود.

Address

گولایی دواخانه
Kabul

Telephone

+93781751576

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when انترنت کلپ هریوا Fast Hariwa Net posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Contact The Business

Send a message to انترنت کلپ هریوا Fast Hariwa Net:

Share