Akbar Muradi

Akbar Muradi Contact information, map and directions, contact form, opening hours, services, ratings, photos, videos and announcements from Akbar Muradi, Business service, Faryab, Maimana.

شهید راه حق!سخنان اسلام ناب محمدی را از زبان استاد می توانستیم که بشنویم.انالله واناالیه راجعون !
02/06/2020

شهید راه حق!
سخنان اسلام ناب محمدی را از زبان استاد می توانستیم که بشنویم.
انالله واناالیه راجعون !

31/05/2020
سال های قدیمی افغانستان
31/05/2020

سال های قدیمی افغانستان

حتمأ_بخوانید🍀🍀داستان ...!!🌷پسری نزد رسول الله صلی واعلیه وصلم رفت و از پدر خود شکایت کرد.گفت: ای رسول خدا پدرم بدون اجاز...
21/06/2019

حتمأ_بخوانید🍀🍀

داستان ...!!🌷
پسری نزد رسول الله صلی واعلیه وصلم رفت و از پدر خود شکایت کرد.گفت: ای رسول خدا پدرم بدون اجازه و مشورت مال مرا خرچ میکند..☘☘☘
رسول خدا این سخنان پسر را شنیدند و پدر پسر را نزد خود خواستند
وقتی پیر مرد از این گپ آگاه شد که پسرش از او نزد پیغمبر خدا شکایت کرده خیلی از این کار پسرش متاثر شد..
در آن زمان میان اعراب شعر گویی زیاد رواج داشت..
پیر مرد در بین راه چند سطر شعر در ذهن آماده‌ کرد و با خود تصمیم گرفت که شعر را به حضور رسول خدا نیز بگوید..🍃
در این وقت بود که جبرائیل امین نزد پیغمبر(ص) آمد و گفت: قبل از این که میان این دو نفر فیصله کنی
اول شعر را که در ذهن پیر مرد است گوش کن بعدا فیصله کن..
زمانیکه پیر مرد به نزد رسول خدا رسید 🍃
حضرت مبارک فرمودند: اول آن شعر که در ذهن تو است را میشنویم 🍀🍀🍀.
همین که پیر مرد این را شنید چشمانش را آب گرفت و گفت ای رسول خدا آن شعر که هنوز صدایش حتی به گوش خودم نرسیده اما وقت الله متعال از آن شما را آگاه ساخت...
شعر به الفاظ نسبتا سختر بود ولی چنین معنا میداد...

ای پسرم..
زمانیکه تو پیدا شدی فهمیدم که روز های زحمت کشی من آغاز شد..
تو گریه میکردی ما خواب نمیکردیم..
تو غذا نمی خوردی ما نیز غذا خورده نمیتوانستیم..
تو آنگاه که مریض می شدی به هر در و به هر طبیب میبردم تا باشد که علاجت شود..☘☘☘
خدا نخواسته تو نه میری..
حالاکه مرگ جداست و مریضی چیزی جدا..
زمانیکه گرمی میشد سخت بخاطر تو کار میکردم تا باشد سایه سرد را برایت مهیا کنم که گرمیت نکند..
همینطور زمانیکه سرد میشد سنگ میشکستم گاهی بار های سنگین را بر میداشتم تا تو سرما نخوری..🌷🌷
خلاصه
به خاطر جوان شدن تو بسیار زحمت کشیدم آنقدر که حالا کمر من از کم زوری و از مانده گی زیاد خم شده ولی تو جوان و بلند شدی..
سپس..
سر من خزان طوفان کرده
ولی تو مثل بهار گشتی..
من خم شدم
ولی تو راست شدی..☘🍀🍀
باز هم آرزوی من بر آورده شد تو سر سبز و سر بلند شدی..
با خود گفتم: بس حال چند نفس باقی مانده عمر را زیر سایه ای تو نشسته بقیه زندگی را سپری میکنم...
اما همین که جوان شدی رویه تو تغییر کرد..
اینطور معلوم میشود که گویا چشمان تو من را نمی بینند...
تو چنان سخن میگویی که گویا سینه ام را پاره میکنی..
من که تمام عمرم را به تو زحمت کشیدم حالا معلوم شد که من غلام ویا نوکر بیش برای تو نبودم..
اما کسی با خدمتکارش نیز اینچنین سخن نمی‌گوید..
حتی غذا یک وقت را برایش میدهد..
خوب تو نیز مرا چون خدمتکارت دانسته حداقل غذا بده...
پیرمرد همینطور که شعر را بیان می کرد نگاهش به پیغمبر خدا افتید..
رسول(ص) آنقدر گریسته بودند که تمام ریش مبارک شان تر گردیده بود ..
بعد از آن رسول خدا از جایشان بلند شدند و نزد پسر رفته و برایش سه بار گفتند:
تو و تمام چیز تو از پدرت است..🌷
تو و تمام چیز تو از پدرت است..
تو و تمام چیز تو از پدرت است...
(تفسیر قرطبی)
اگر آموزنده بود برای تان با دوستان خود شریک سازید (شیرکنید)👈👉🌷🌷🌷🍀🍀

یک بار بخوانید کنید واقعا ارزش خوانش را دارد...دختر يتيمى با مادر پير خود زندگى مى كرد، پسر كاكايش از وى  #خواستگارى كرد...
13/10/2018

یک بار بخوانید کنید واقعا ارزش خوانش را دارد...

دختر يتيمى با مادر پير خود زندگى مى كرد، پسر كاكايش از وى #خواستگارى كرد، مادر و دختر موافقت نمودند، بعد از اينكه عروس خانواده ى كاكا شد، دختران و زن كاكا خسران شدند و انواع ظلم را بر او روا مى داشتند، دخترك هر بارى كه خانه نزد مادر مى آمد #شكايت مى كرد و زار زار مى گريست مادر پير او را به صبر توصيه مى كرد و همرايش زار زار مى گريست، تنها همدردى كه با يگانه دخترش مى توانست بكند. مدت طويلى گذشت، تا اينكه مادر پير در بستر بيمارى مرگ قرار گرفت، دخترك بالاى سرش مى گريست كه من شكوه و شكايت و درد دل خود را به چه كسى بگويم!؟ مادرش وصيتى برايش كرد اينكه، هر وقت دلش تنگ شد به خانه ى او آمده وضو كند و دو ركعت #نماز بخواند و تمام درد هاى خود را به الله قصه كند، دختر عهد كرد كه چنين مى كند، مادر از دنيا رفت و دختر هر وقتى كه دنيا برايش تنگ مى شد مى رفت در خانه مادرش و وضو نموده دو ركعت نماز مى خواند، بعد از مدتى خسران او متوجه شدند، كه دختر غمگين مى رود و خوشحال و سرحال بر مى گردد، به شوهرش گفتند؛ زن تو كدام دوست #پنهانى دارد در خانه ى مادرش با او ملاقات مى كند... شوهر رفت و در پشت كلكينكى پنهان شد و منتظر آمدن زن نشست، ديد زنش آمد دروازه را قفل كرد، رفت وضو كرد و نماز خواند و نشست در جاى نماز و دستان خود را بالا كرد و با گريه، مى گفت؛ #الهى! من ناتوانى خود را در مقابل خسرانم بتو شكايت مى كنم، اگر تو به همين وضع از من خوش هستى، من قبول دارم و ليكن اگر تو هم از من ناراضى باشى، چه كسى از من راضى باشد، شوهرم را هدايت كن، او آدم خوبى هست، ولى زير تأثير خواهران و مادر قرار دارد...
شوهر داشت در پشت كلكين مى گريست، درب اتاق را تك تك زد، زن درب را باز كرد، شوهر او را در آغوش گرفت و پيشانيش را بوسيد و معذرت خواهى نمود و برد خانه همه را خواست و مشكل را حل ساخت همگى به اشتباه خود پى بردند و از او معذرت خواستند و قول دادند كه ديگر حتى نگويند كه بالاى چشمش آبرو هست. دخترك در خواب ديد، كسى برايش مى گويد: مدت ده سال به مادرت شكايت كردى، مشكل افزوده شد، يكماه به الله سبحانه و تعالى شكايت كردى تمام مشكلاتت حل شد، هميشه #شكاياتت را به الله متعال بكن...
به اشتراک بگذارید....😍
ازصفحه
محمد اکبر مرادی 😗😗😗👈👫👉)(@1397/7/7/17)

 #هميشه در سختي ها به **خودم مي  #گفتم 😐😐😐        '' اين نيز* بگذرد ''هنوز هم *مي گويم !..اما حال* مي دانم آنچه مي  #گذر...
11/09/2018

#هميشه در سختي ها به **خودم مي #گفتم 😐😐😐
'' اين نيز* بگذرد ''
هنوز هم *مي گويم !..
اما حال* مي دانم آنچه مي #گذرد عمرِ من @@
است ، نه # سختي ها😥😥97/6/21

ﻋﺠﺐ😍 ﺁﺏ ﻫﻮﺍﯾﯽ  ﺩﺍﺭﻩ👌ﻓﺎﺭﯾﺍﺏ🎆  ﻋﺠﺐ  ﺧﻮﺍﺟﻪ ﺻﻔﺎﯾﯽ👍 ﺩﺍﺭﻩ 😘 ﻓﺎﺭﯾﺍﺏ  ﺏﮕﺭﺩﻡﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ 😍 ﻭ ﻋﺎﺭﻓﺎﻥ ﺭﺍ    ﻋﺠﺐ👉ﺵﯿﺭ ﺏﭽﻩ💪 ﻫﺎﯾﯽ👌 ﺩﺍﺭﻩ ﻓﺎﺭﯾ...
09/09/2018

ﻋﺠﺐ😍 ﺁﺏ ﻫﻮﺍﯾﯽ ﺩﺍﺭﻩ👌
ﻓﺎﺭﯾﺍﺏ🎆 ﻋﺠﺐ ﺧﻮﺍﺟﻪ ﺻﻔﺎﯾﯽ👍
ﺩﺍﺭﻩ 😘 ﻓﺎﺭﯾﺍﺏ ﺏﮕﺭﺩﻡ
ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ 😍 ﻭ ﻋﺎﺭﻓﺎﻥ ﺭﺍ ﻋﺠﺐ👉
ﺵﯿﺭ ﺏﭽﻩ💪 ﻫﺎﯾﯽ👌 ﺩﺍﺭﻩ ﻓﺎﺭﯾﺍﺏ💪 جانم هستی
/97 /6 /18/@@@@@@@@@👉👉👉🇦🇫🇦🇫🇦🇫

دلم خوش نیست . . . غمگینم . . . کسی شاید نمیفهمد . . . کسی شاید نمیداند . . . کسی شاید نمیگیرد مرا از دست تنهایی . . . ت...
02/09/2018

دلم خوش نیست . . .
غمگینم . . .
کسی شاید نمیفهمد . . .
کسی شاید نمیداند . . .
کسی شاید نمیگیرد مرا از دست تنهایی . . .
تو میخوانی فقط شعری و زیر لب آهسته میگویی :
عجب احساس زیبایی . . . !
تو هم شاید نمیدانی . . . !

 #سلام علیکم  #فرا رسیدن عید # قربان را به همه # کافه ملت افغانستان تبریک گفته به # شهدا ده اخیر در کشور ما رخ داد برایش...
21/08/2018

#سلام علیکم #فرا رسیدن عید # قربان را به همه # کافه ملت افغانستان تبریک گفته به
# شهدا ده اخیر در کشور ما رخ
داد برایشان بهشت #برین به باز #ماندگانشان
صبر جمیل از خداوند خواهانم
#*.در اخیر خدای #بزرگ خواهانم
# در کشور ما افغانستان یک #صلح پایه دار بیاورد.@@😍

خــوش  #کیلدینگیز عزیز  #رهبرم ﷼❤
22/07/2018

خــوش #کیلدینگیز عزیز #رهبرم ﷼❤

Address

Faryab
Maimana
00000

Telephone

93792886511

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when Akbar Muradi posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Share