ایرانیان کارآفرین کانادا

ایرانیان کارآفرین کانادا Contact information, map and directions, contact form, opening hours, services, ratings, photos, videos and announcements from ایرانیان کارآفرین کانادا, Consulting Agency, Markham, ON.

The goal of this page is to improve and boost the Canada Persian-speakers' entrepreneurship abilities so that they can get self-employed, make revenue, and obtain competitive advantage. هدف از راه اندازی این پیج، کمک به فارسی زبانان مقیم کانادا است تا بتوانیم بطور گسترده از پتانسیلهای موجود در همزبانان عزیز بهره گرفته و در راستای کارآفرینی، بمنظور رهایی از سردرگمی های شغلی و سرمایه گذاری حرکت کنیم

. مجموعه ی فارسی زبانان کانادا شامل همه ی فارسی زبانان مقیم کانادا فارغ از هر گرایش فکری است. قوانین پیج به شرح زیر است:
1- هر فارسی زبان مقیم کانادا فارغ از نژاد، جنسیت، ملیت، گرایش سیاسی و گرایش مذهبی می تواند عضو این پیج باشد.
2- مطالب این پیج، کلاً در وهله ی اول مربوط به کارآفرینی و در وهله ی دوم، مرتبط با توسعه ی کسب و کارها می باشد. لذا اعضای گرامی از ارسال مطالب نامرتبط اجتناب نمایند و در غیر اینصورت، عضویت فرد خاطی لغو می گردد.
3- اطلاعاتی که از طریق پیج در مورد اعضا جمع آوری می گردد، بطور محرمانه و مجزا نگهداری می گردد و عضویت در پیج، الزاماً به مفهوم ثبت اطلاعات شخص در بانک اطلاعاتی نیست.
4- هر فرد می تواند به دلخواه عضو پیج یا عضو بانک اطلاعاتی یا هر دوی آنها باشد. البته پیشنهاد می گردد که دوستان در هر دو مورد عضو شوند.
5- هرگونه توهین، تحقیر، نژادپرستی و مسایلی از این دست که موجب رنجش خاطر دیگران شود، ممنوع بوده و فرد خاطی لغو عضویت خواهد شد.
6- هرگونه سوء استفاده از مطالب و اطلاعات این پیج ممنوع بوده و پیگرد قانونی به دنبال خواهد داشت.
7- فعالیت پیج، زیر نظر هیات مدیره و شخص یا اشخاص تعیین شده توسط هیات مدیره انجام می پذیرد.
8- جهت تامین نیروی انسانی مورد نیاز در طرحهای کارآفرینانه، اعضای پیج در اولویت خواهند بود.
9- در صورتی که فردی در کشور دیگری ساکن است اما مایل به راه اندازی کسب و کار در کانادا می باشد، عضویت وی در پیج بلامانع است.
10- عضویت پیج، محدودیت سنی، تحصیلی، مالی و تخصصی ندارد و هر کسی با هر پیشه و فن و تحصیلاتی که دارد، می تواند در پیج عضو شود.

08/30/2020

ارائه ی خدمات مشاوره ی بیزینس ها جهت بهبود سودآوری، رضایت مشتریان و رقابت بازار
دکتر بابک صارمی
4377715141

08/05/2015

امور مالی بعنوان سلاح رقابتی (3):
در پستهای قبل، به "وجه نقد" و "سود خالص" بعنوان ابزار امور مالی در کسب مزیت رقابتی پرداخته شد. در این پست، نگاهی خواهیم داشت به آخرین مورد:
3- نرخ بازگشت سرمایه (Return on Investment): شاید یکی از مهمترین نسبتهای مالی در بحث کارآفرینی، نرخ بازگشت سرمایه یا ROI باشد. این نسبت نشان می دهد که سرمایه ای که صرف یک طرح اعم از تجاری یا غیر تجاری است، در چه مدت زمانی باز می گردد. مسلماً هر چه این زمان کوتاهتر باشد، بهتر است و سرمایه گذار، رغبت بیشتری برای سرمایه گذاری روی طرح مذکور خواهد داشت. البته ROI بصورت یک درصد یا نسبت نمایش داده می شود و استفاده های تخصصی از آن، در حیطه وظایف مدیران و متخصصین مالی است. بطور کلی، این نسبت، حاصل تقسیم سود خالص به هزینه هاست و مسلماً هر چه بزرگتر باشد، بهتر است یعنی سرمایه در مدت زمان کوتاهتری تبدیل به سود خالص شده و بازمی گردد.

08/02/2015

امور مالی بعنوان سلاح رقابتی (2):
در پست قبل، به "وجه نقد" بعنوان یکی از ابزار امور مالی در کسب مزیت رقابتی پرداخته شد. در این پست، نگاهی خواهیم داشت به دومین مورد:
2- سود خالص (Net Profit): همانگونه که قبلاً اشاره کردیم، سود، حاصل درآمد منهای هزینه است. بنابراین، هرگونه افزایش در درآمد یا کاهش در هزینه، می تواند منجر به افزایش سود شرکت شود. افزایش درآمد، از طریق افزایش قیمت منطقی نخواهد بود بنابراین بهتر است که برای افزایش درآمد، میزان فروش بالاتر رود. هر چند که در موارد خاصی (مثل بازار انحصاری)، افزایش قیمت نیز می تواند به افزایش درآمد منجر شود. البته این کار، رقبای بالقوه را فعال کرده و برای شرکت ریسک زیادی بهمراه دارد. کاهش هزینه نیز باید منطقی باشد. معمولاً این نوع کاهش بیشتر در هزینه های عملیاتی (و نه غیر عملیاتی) اتفاق می افتد. اگر چه کاهش در هر دو مورد امکان پذیر است. دقت کنیم که کاهش هزینه و افزایش قیمت نباید به نارضایتی مشتزی (چه در کوتاه مدت و چه در بلند مدت) بینجامد. متخصصین امور مالی، از "سود خالص" در تحلیل نسبتهای مالی متعددی استفاده می کنند که از حوصله ی این بحث خارج است اما بطور کل واضح است که هر چه سود بیشتر باشد، ما در برابر رقبا قویتر خواهیم بود.
ادامه دارد ...

07/30/2015

امور مالی بعنوان سلاح رقابتی (1):
در این پست و پستهای مرتبط بعدی، نگاهی خواهیم داشت به کمکی که بخش مالی سازمان در راستای کسب مزیت رقابتی به ما می کند. معمولاً عملکرد یک سازمان را از روی عملکرد مالی آن می توان مورد قضاوت قرار داد. در واقع و به زبان ساده، پس از یک سال مالی، می توان قضاوت نمود که آیا شرکت سودآور بوده یا نه و اینکه عملکرد مالی آن در برابر رقبا رشد داشته یا خیر. برای این منظور، از نسبتهای مالی مختلفی استفاده می شود تا عملکرد شرکت، مورد بررسی قرار گیرد. به لحاظ تخصصی، تعداد این نسبتها زیاد و کار با آنها اندکی پیچیده است اما از دید عمومی، سه دسته از نسبتهای مالی هستند که کاربرد و شهرت بیشتری نسبت به بقیه دارند. در ادامه، به ارائه ی توضیح مختصری از این نسبتها، بسنده می شود:
1- وجه نقد (Cash Flow): به جرات می توان گفت که یکی از ابزار قدرت یک سازمان، پول نقدی است که آن سازمان دارد. هر چه پول نقد سازمان بیشتر باشد، قدرت مانور و رقابت بیشتری خواهد داشت. وجه نقد براحتی قابل تبدیل به داراییهای جاری و سرمایه ای است و این، به افزایش رقابت پذیری سازمان کمک شایانی می کند. متخصصین امور مالی و حسابداری، تعدادی از نسبتهای مالی را با توجه به وجه نقد موجود در سازمان مورد بررسی قرار می دهند. البته باید دقت داشت که همواره باید منابع مالی و وجه نقد شرکت بطور مرتب مورد بازبینی و برنامه ریزی مجدد قرار گیرد و پول نقد راکد، خود دارای ضررهای بالقوه ای است.
ادامه دارد ...

07/27/2015

تولید و عملیات بعنوان سلاح رقابتی (5):
در پستهای قبلی به "نوآوری"، "کیفیت"، "انعطاف پذیری" و "تحویل" بعنوان مبانی ارزش آفرین در تولید و عملیات پرداخته شد. در این پست، به آخرین مورد یعنی "هزینه" می پردازیم:
5- هزینه (Cost):
یکی از مهمترین عوامل ارزش زا در سازمان، کاهش هزینه ی تولید (عملیات) به حداقل ممکن است. همانگونه که می دانیم، سود از تفریق درآمد و هزینه حاصل می گردد. پس هر چه درآمد افزایش یابد یا هزینه کاهش پیدا کند، سود بیشتزی خواهیم داشت. البته باید دقت نمود که کاهش هزینه به هر طریق، ممکن نیست. در واقع، نباید کاهش هزینه موجب نارضایتی مشتری یا کارکنان سازمان شود یا روی عوامل ارزش زای دیگر (یعنی کیفیت، تحویل، انعطاف پذیری و نوآوری) اثر منفی داشته باشد. پس هزینه ها باید بطور معقول و در جهت صحیح کاهش یابد.

07/25/2015

تولید و عملیات بعنوان سلاح رقابتی (4):
در پستهای قبلی به "نوآوری"، "کیفیت" و "انعطاف پذیری" بعنوان مبانی ارزش آفرین در تولید و عملیات پرداخته شد. در این پست، به چهارمین مورد یعنی "تحویل" می پردازیم:
4- تحویل (Delivery):
یکی از موثرترین توانمندیهای یک واحد تولیدی یا خدماتی، تحویل صحیح محصول به مشتری است. باید یادمان باشد که در بسیاری از مواقع، تحویل صحیح و بموقع محصول حتی می تواند جایگزینی برای قیمت محصول باشد. بسیاری از دانشمندان علم مدیریت، تحویل محصول را بخشی از کارکرد کیفیتی محصول می پندارند اما متخصصین مدیریت عملیات، به تحویل محصول بعنوان یک عامل ارزش آفرین مجزا می نگرند. بطور کلی ابعادی که در تحویل محصول (اعم از کالا یا خدمات) مد نظر قرار می گیرند، شامل موارد زیر است:
الف- بموقع بودن: محصول باید در موقع مقرر (و نه زودتر یا دیرتر) به دست مشتری برسد. خصوصاً دیر رسیدن محصول به دست مشتری، براحتی وی را به سمت رقبا ترغیب می کند. اگر بطور اتفاقی در زمان تحویل محصول خللی ایجاد شد، این امر باید بگونه ای جبران شود تا رضایت مشتری کاهش نیابد.
ب- قابلیت اعتماد: تحویل محصول، باید همان چیزی را به مشتری بدهد که انتظارش را داشته. مبادا کیفیت فدای سرعت شود. ضمناً مشتری باید اطمینان حاصل کند که محصول مقرر را در زمان مقرر دریافت خواهد کرد.
ادامه دارد ...

07/23/2015

تولید و عملیات بعنوان سلاح رقابتی (3):
در پستهای قبلی به "نوآوری" و "کیفیت" بعنوان مبانی ارزش آفرین در تولید و عملیات پرداخته شد. در این پست، به سومین مورد یعنی "انعطاف پذیری" می پردازیم:
3- انعطاف پذیری (Flexibility):
یکی از ابزار رقابتی که در تولید و عملیات وجود دارد و می تواند شرکت را از رقبا پیش بیندازد، انعطاف پذیری است. مباحث بسیاری در این زمینه وجود دارد اما معمولاً انعطاف در حجم تولید (یا خدمات) و انعطاف در تنوع تولید (یا خدمات) هستند که بعنوان دو شاخص اصلی انعطاف پذیری، در نظر گرفته می شوند. انعطاف در حجم یعنی اینکه ما در هر زمان که اراده کنیم و بسته به میزان تقاضای مشتری، حجم تولید را زیاد یا کم کنیم بدون اینکه ساختار شرکت ما دچار تغییرات اساسی شود. انعطاف در تنوع نیز وضوحاً به تنوع کالا یا خدمات ارائه شونده اشاره دارد و اینگونه بیان می کند که هر چقدر محصولات ما از لحاظ ویژگیهای مختلف (مثل کیفیت) دارای تنوع بیشتری باشد، مشتری بیشتری به سمت سازمان ما جذب خواهد شد. گاهی نیز مبحث انعطاف پذیری، به فرآیند تولید تعمیم داده می شود. بمفهوم اینکه بایستی فرآیند تولید (یا خدمات) منعطف داشته باشیم تا بتوانیم محصولات متنوع و در حجم متغیر ارائه کنیم. در اینصورت، انعطاف پذیری را می توان به همه ی بخشهای سازمان مثل بخش فنی، منابع انسانی، IT، بازاریابی، مالی و ... تعمیم داد.
ادامه دارد ...

07/20/2015

تولید و عملیات بعنوان سلاح رقابتی (2):
در پست قبلی به "نوآوری" بعنوان یکی از مبانی ارزش آفرین در تولید و عملیات پرداخته شد. در این پست، به دومین مورد یعنی "کیفیت" می پردازیم:
2- کیفیت (Quality): میگویند، به اندازه ی تعداد دانشمندان مدیریت، تعریف برای کیفیت وجود دارد. در واقع، هر کس از دید خود کیفیت را تعریف می کند. البته بستگی دارد که کیفیت را از منظر مصرف کننده، تولید کننده یا هر کس دیگری ببینیم. اما یکی از آسانترین تعاریف این است که: کیفیت یعنی تطابق با استانداردها. این استانداردها مسلماً توسط سازمان تعیین می شوند اما بر مبنای "رضایت مشتری". یعنی پایه و اساس تصمیم گیریهای کیفیتی، میزان رضایت بالقوه ی مشتریان است. یادمان باشد که مشتری در ذهن خود، مبلغ پرداختی را با کیفیت دریافتی مقایسه کرده و برای خریدهای بعدی تصمیم می گیرد. نکته ی دیگر این است که افزایش کیفیت، الزاماً به افزایش هزینه برای تولید کننده منجر نمی شود. گاهی یک تغییر بسیار کوچک در محصول، کیفیت را بسیار بالا برده و رضایت مشتری را افزایش می دهد. ضمناً کیفیت فقط به مفهوم مرغوبیت کالا یا خدمات نیست. این عوامل هم جزو کیفیت محصول قرار دارند: خدمات حین و پس از فروش، زیبایی محصول، کارکردهای اصلی محصول، کارکردهای جانبی و فرعی محصول، بسته بندی، دوام و مرغوبیت، کیفیت ادراک شده توسط مشتری (که با کیفیت واقعی تفاوت دارد)، قابلیت اعتماد به محصول در شرایط مختلف و ..... در پایان این مطلب، قابل ذکر است که کیفیت به تنهایی می تواند یک سلاح قوی رقابتی باشد.
ادامه دارد ...

07/15/2015

تولید و عملیات بعنوان سلاح رقابتی (1):
تولید (عملیات)، یکی دیگر از سه بخش اصلی یک سازمان محسوب می شود. عبارت عملیات به این دلیل بکار می رود که همه ی سازمانها الزاماً تولیدی نیستند و بسیاری از آنها به ارائه ی خدمات می پردازند مثل خرده فروشی. در این پست و پستهای آتی، به عواملی می پردازیم که بخش تولید (عملیات) در سازمان، می تواند از طریق آنها، سازمان را دارای مزیت رقابتی کرده و از رقبا پیش بیندازد. این عوامل، در مجموع بعنوان عوامل ارزش آفرین در سازمان مد نظر قرار می گیرند.
1- نوآوری (Innovation): منظور از نوآوری، عملی کردن و اجرایی نمودن خلاقیت است. بطور کلی، نوآوری می تواند در محصول یا فرآیند تولید (ارائه خدمات) ظاهر شود. بسیاری، نوآوری را لازمه ی کارآفرینی می دانند. یعنی معتقدند که تا کار نویی اتفاق نیفتد، کارآفرینی مفهوم ندارد. باید توجه داشت که نوآوری می تواند در کارکردهای محصول، بنیان و اساس محصول، خدمات جانبی (مثل نحوه ی تحویل یا خدمات پس از فروش یا ...)، مکان ارائه، زمان ارائه، نحوه ی تولید (یا نحوه ارائه خدمات) از لحاظ فنی، شیوه ی بازاریابی یا بسیاری از موارد دیگر اتفاق بیفتد. پس نوآوری، الزاماً به مفهوم جدید بودن کالا (یا خدمات) بطور صرف نیست. نکته مهم دیگر این است که نوآوری همراه با احتمال شکست است و معمولاً کمتر از 10% از کل طرحهای نوآورانه به مرحله ی سودآوری می رسند. پس کارآفرین باید در این زمینه، رفتار ریسک پذیری داشته باشد. ضمناً نتیجه ی نوآوری باید حتماً به "رضایت بیشتر مشتری" منجر شود. در اینصورت، می توان گفت که نوآوری، برای سازمان ما "ارزش زایی" داشته است و ما را در برابر رقبا، تقویت می کند.
ادامه دارد ...

07/10/2015

بازاریابی، بعنوان سلاح رقابتی (4):
در سه پست قبلی، به سه مورد از پایه های اصلی بازاریابی یعنی "قیمت"، "محصول" و "مکان" پرداخته شد. امروز به چهارمین مورد اشاره خواهیم کرد:
4- ترویج محصول (Promotion):
- چه موقع و کجا شما می توانید پیغام مرتبط با محصولتان را به بازار برسانید؟
- کانال دسترسی شما به مشتریان، کدام است؟ تلویزیون، رادیو، روزنامه، بیلبورد تبلیغاتی، یا چیز دیگر؟
- بهترین زمان ترویج محصول چه موقع است؟
- رقبا در این زمینه چگونه عمل می کنند؟ و این چه تاثیری بر اقدام ترویجی شما می گذارد؟
پایان

Address

Markham, ON
L3T3Z4

Telephone

+14377715141

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when ایرانیان کارآفرین کانادا posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Share