04/06/2020
عزیز من!
امروز، باز، به دام گذشتهها افتادم، و دیدم که هیچ چیز، به راستی که هیچ چیز از نخستین یازده فروردین ما کاسته نشده، بلکه همه چیز ژرفتر و زیباتر شده است. زمان، تو را برای من بی رنگ و کهنه نکرده سهل است به جستوجو و شناختِ دنیایی که هرگز نمیشناختم وادار کرده است.
من تو را هرگز همچون یک شیء ، بل چنان مجهول محبوبی دیدم که میبایست با رخنه به درون روح او از غوغای غریب وجودش خبری با خود بیاورم.
به خاطر داری که روزگاری میگفتم: «زمان، زنان و شوهران خوب را برای هم عتیقه میکند و بر ارزش و اعتبار آنها -برای هم- میافزاید». امروز، این نظر را پس میگیرم و میگویم: دوست داشتن، هیچگاه عتیقه نمیشود. زنان و شوهران خوب، هر لحظه برای هم تازه و تازهتر میشوند؛ و دوستیشان، و عشقشان، ابعاد گستردهتری پیدا میکند.
ای عزیز!
میبینی که موهایم سفید میشود. میبینی که جوانی را از دست میدهم. میبینی که فرزندان ما چون درختان معجزه قد میکشند، و میبینی که نزدیکترین دوستان من -دوستان ما- راهی سفر به بیکرانهها میشوند. تحت چنین شرایطیست که ما بیشتر از همیشه بههم نیازمند میشویم، و تکمیل کنندهی هم، تکیهگاه هم، دادرس هم، اعتراف نیوش هم، محب هم، راهنمای هم، راه گشای هم، همسفر هم، دردشناس هم و غمگسار هم. پس چگونه ممکن است این سیر تکامل -که در بسیاری از لحظهها با اندوهی عمیق توأم است- با کهنگی و بی رنگی قرین باشد؟
نه... این ممکن نیست، و اگر ممکن باشد هم این امکان جز سقوط و تاریکی چیزی را در درون خود نمیپرورد و به بار نمینشاند.
✍🏽
📕
#دکلمه #دلگویه #عاشقانه #همسر #همسری #همسرداری #خاطرات #مشاور #مشاوره #عشق #عشقولانه #عشقبازی