چال کردن

چال کردن کس موش چال کردن

کس موش چال کردن -> کنایه از کار بیهوده کردن،وقت گذرانی به نام کار،کار بی فایده کردن
http://www.loghatnaameh.org/dehkhodaworddetail-e7e94f47c0a64a919c4a2c588d031f18-fa.html

داریم بهتر از این؟-- فیریز
07/03/2015

داریم بهتر از این؟
-- فیریز

02/02/2015

یه وقت فک نکنید ما پست نمی‌ذاریم یعنی شما رو به حال خود رها کردیم... اقتضای اسم پیجه که ما کاری نمی‌کنیم!

27/07/2014

یکم رعایت کنیم ...

این زیر هم ننویسید که این از یه تبلیغ خارجی کپی شده و ...
من خودم می‌دونم و با علم به این تقلید این رو گذاشتم!

خوبی این تبلیغ اینه که خودم این حرکت خاص رو خیلی زیاد دیدم.!

پ.ن: یه بخشی از سوتی‌های موجود توی تبلیغ رو هم خودم دیدم!
(از جمله چراغ دنده‌عقب پرشیا که موقع حرف زدن دو تا راننده خاموشه!)

"چال آقا"

11/07/2014
09/07/2014

اگر بازی آلمان برزیل رو جواد خیابانی گزارش می کرد چی میشد!!!

ان‌در حکایات مجلس شورای اسلامی ...قبل از اینکه بخوام برم سر اصل حرفم، یه جک قدیمی رو یادآوری می‌کنم:«طرف می‌خواسته احمق‌...
04/07/2014

ان‌در حکایات مجلس شورای اسلامی ...

قبل از اینکه بخوام برم سر اصل حرفم، یه جک قدیمی رو یادآوری می‌کنم:
«طرف می‌خواسته احمق‌ترین آدم شناخته بشه، میره وسط کویر قلاب می‌ندازه که ماهیگیری کنه؛ ولی می‌بینه رفیقش با قایق موتوری از جلوش رد شد»

اما اصل صحبتم:
گویا قانون نانوشته‌ای توی مجلس هست، مبنی بر اینکه:
هر نماینده‌ای که ایده‌ی احمقانه‌تری بده و تصویب بشه، افزایش حقوق و مزایا در پی داره. که اگر برای 1 ماه احمقانه‌ترین ایده باشه، نماینده‌ی احمق ماه شناخته میشه و حقوق و مزایا بیشتر هم میشه!

از این رو هر نماینده‌ای تمام تلاشش رو در راستای ارائه‌ی اون ایده قشنگه می‌کنه؛
- یکی میاد میگه «چرا خانم‌ها ساپورت می‌پوشن؟»
+ طرح ضربتی برخورد با بی‌حجاب و بدحجاب راه می‌ندازن. با کلی بگیر و ببند.

- اون یکی که می‌خواد از قافله عقب نمونه، میگه: «طبق فرموده‌ی حضرت آقا مبنی بر اینکه جمعیت باید زیاد بشه؛ چه معنی داره که مردا برن وازکتومی کنن؟»
+ طرح تصویب می‌کن و براش حبس می‌برن و الخ ...

- اون یکی که می‌بینه داره قافیه رو می‌بازه، میگه: «دریای کاسپین(خزر) رو وصل کنیم به خلیج فارس».
(این نماینده‌ی محترم، همون دوست محترم قایق سوار هستن!)
تذکر: فعلا به حجم حماقت این ایده نمی‌پردازم، ولی اگر لازم شد، توضیح مفصلی ارائه خواهم کرد.

این وسط یه علی آقای مطهری هم هست که تا از تیتر خبری خارج میشه، با اشاره به وضع بد "میر حسین موسوی"، "مهدی کروبی" و "زهرا رهنورد" و اشتباه بودن حبسشون و یا نقد گیر دادن به حجاب - علی‌رقم تلاشش برای اندکی بهبود اوضاع - دستش به جایی نمی‌رسه ولی دوباره به تیتر خبری بر می‌گرده!

و اما این وسط ملت شریف ایرانن که دست به تنبان میمونن:
- از یه طرف "بحران آب و خشکسالی"
- از یه طرف "تحریم"
- از یه طرف "انرژی هسته‌ای"
- از یه طرف "طرح حجاب"
- از یه طرف "طرح بستن لوله‌های مردها"

پ.ن: امیدواریم نماینده‌های محترم دست از لوله‌های مردها وردارن و دست به لوله‌ی آب بشن که بحران آب نابودمون نکنه ...

"چال آقا"

گرچه این چال برای یه سال پیشه، ولی توی پیج نذاشتیمش!کمتر کسی هم دیده این چال رو ...چال وارونه!uɐpɹɐʞ lɐɥɔ"چال آقا"
09/06/2014

گرچه این چال برای یه سال پیشه، ولی توی پیج نذاشتیمش!
کمتر کسی هم دیده این چال رو ...
چال وارونه!
uɐpɹɐʞ lɐɥɔ

"چال آقا"

همزیستی مسالمت آمیز اونی نیست که تا می شنوید تصویر "یه کروکدیل با یه پرنده پشتش" تو ذهنتون میادهمزیستی مسالمت آمیز یعنی ...
08/06/2014

همزیستی مسالمت آمیز اونی نیست که تا می شنوید تصویر "یه کروکدیل با یه پرنده پشتش" تو ذهنتون میاد
همزیستی مسالمت آمیز یعنی این که:

- یه هاچ بک با صدای Armin 2@fm و اون یکی با یه 260 گل-بهی که به دلیل طبقه اجتماعی بالاتر Rihana گوش میده و لایی بَک (چواب لایی طرف مقابل) میکشه تا بتونه طرف مقابل رو هر چه سریع تر با گارد ریل آشنا کنه، بعد از یه جدال تنگاتنگ در هنگام رسیدن به یه ماتیز که دافی بِلُند فول بزکی رو در خودش گنجونده و این وسط نقش سوییس رو در برابر استالین و هیتلر بازی میکنه ناگاه در کمال آرامش دستی رو تا رُستَنگاه میکشن و آهنگا رو به "خانم ببخشید چند کیلویی شما... خجالتی وای مامانم اینا..." اثر برادران متعهد TM BAX تغییر میدن!

- وقتی تو صف نون وایی در بخش چندتایی (این دو صف داشتن هم خودش یه همزیستی مسالمت آمیزه) وایسادی و می بینی یکی خارج نوبت میاد نون میگیره و اینجاست که از ما تحت مبارکت یه لغت نامه معین در ده جلد در میاری و با استعانت اون که مبادا واژه ی " کونی" رو به جای "کونده" استفاده کنی و در حال پر کردن خِشاب مغز اَلکَنِت با "گاییش" و "مالش" و "سایش" خواهر مادر طرف مقابلی، که ناگاه از روی انعکاس کله ی واکس خورده ی طرف میفهمی اَبوی "سحر" جوووونه و من باب خود شیرینی که به درد چس خر هم نمی خوره می پَری وسط و در جواب غرولند باقی جماعت داد میزنی "نه آقا من دیدم ایشون قبلا جا گرفته بودن".... فَسَکِتَت التَنورُ و مات الخبازُ

- همه ی فامیل دور هم جمع میشن و آقا داوود که عرق سگی رو میده بالا میگه "عجب ودکای روسیی...." از این که تو جوونی شکمش Six BACK بوده و مثل مرحوم مایکل جکسون شلنگ تخته مینداخته و حاج اکبر از راهنمایی های آقا زاده خودش به "ظریف" در دفتر وزارت خارجه میگه که "اگر ایرج جانم نبود الان همین بنزین لیتری 1000 تومن 10000 تومن بود... ایرج با کاترین اشتون یه "سانفرانسیسکو" رفت که الان همین رو هم داریم" و همه پوزخند زنان و زیر لب کنان که " ک.س ننه آدم خالی بند" یکی از اون یکی بلند تر داد میزنیم "باریکلا ایرج خان شما مایه فخر مایی"!!!

- وقتی فرهاد و آیدا با هم میرن سفرخونه تو تجریش یارو قلیون 5 تومنی رو 25 تومن حساب میکنه تا قشنگ "مال خر" رو آقا فرهاد ما تو کون مبارکش احساس کنه و برای ضایع نشدن جلو آیدا جووون با رضایت 25تومن+ 5تومن انعام میذاره رو میز و بعد از بیرون اومدن میگه "عجب قلیون خوبی بود... عجب جایی... نسبت به سروسیش عاااالی بود ...مرسی عزیزم بابت پیشنهاد اینجا... من هیچ وقت دوست ندارم بدون tip از جایی بیام بیرون" ولی دریغ که اگر اگزوز خاور رو ساک میزد و "چای شهرزاد" جوشیده میخورد بیشتر می ارزید!

- کوروش دانشجوی پودمانی پاره وقت با پایان نامه "بارور کردن پلنگ آیرانی توسط انسان برای جلوگیری از انقراض" بالاخره با هزار فن و بدل فن شهرزاد 18 ساله رو میبره رو تشک که یهو صدای نجابت دخترمون در میاد "آخه من که نمیتونم... هنوززز ... امممم... مامانم میفهمه..." که کوروش ما که تحقیقات میدانیش رو به خوبی انجام داده سریع برای عدم تعویق در کار یه گزینه دیگه میذاره رو میز و میگه "اشکال نداره ... ولی همه ی خونه ها یه در پشتی هم دارن!!!" اینجاست که اشک تو چشای شهرزاد ما جمع میشه که "مرسی عزیزم که به فکرمی و درکم میکنی"... فوقع ما وقع

06/06/2014

عرضم به حضور شما بزرگواران که:
بنده و دیگر دوستانم قصد دفاع یا تخریب هیچ شخصیتی رو در اینجا نداشتیم و نداریم! و البته دفاع از افراد هم وظیفه‌ی ما نیست!

ولی به عنوان کسی که یکم بیشتر از گروهی {...} ادبیات می‌فهمه، لازم دونستم درباره‌ی چرندیاتی که بیان میشه، توضیحاتی عرض کنم.
قصه از آهنگ "رضا خان" در آلبوم جدید "محسن نامجو" شروع شده.
گروه بی‌سواد، بدون اینکه بفهمن این آدم چی خونده، شروع کردن به پریدن به‌ش که «این آهنگ ضد رضا شاه بوده» و «تو تاریخ رو داری می‌بری زیر سوال» و نداری میگی رضا شاه دیکتاتور بوده» و «برای معروف شدن این رو خوندی» و کلی جفنگیات دیگه!
در این بین حتا از پریدن به Ebrahim Nabavi هم دریغ نکردن و چنین نوشتند: «حال اگر شما هم مایل هستید صدایتان از سایت بی‌ بی‌ سی‌ فارسی شنیده شود میتوانید آهنگی بخوانید و رضا شاه را سگ، تریاکی، .... خطاب کنید و سپس برای حسین باستانی تهیه کننده سایت و رادیوی بی‌بی‌سی فارسی یا برای یکی‌ از این دو مشاور ارسال نمائید: مسعود بهنود و یا ابراهیم نبوی»

این وسط هم کسی پیدا نشد به این موجودات بگه، آقا/خانم عزیزی که داری {...} می‌بافی به هم، یکم فکر کن (البته این یه امر مقدسه، هر کسی توانش رو نداره)، یکم پرس‌وجو کن بعد بیا این چرندیات رو بنویس!

و اما برسیم به حرف ما:
- می‌فرمایند: «فلانی چرا گفته رضا شاه سگ بود و تریاکی بود؟»
دوست گرامی؛ شاید توی مدرسه چیزی به نام "استعاره" و "تشبیه" نخونده باشی، ولی به این‌ها میگن استعاره و تشبیه!
اگر این آقا گفته "اخلاقش سگ بود"، به جای استفاده از "دیکتاتور" بوده؛ اینجوری وزن شعر هم حفظ میشه. گرچه الان گروهی میگن: «نه، رضا شاه دیکتاتور نبود» و ... و یا «توی اون زمون همه‌ی کشورها دیکتاتوری بود». پاسخ ما به این دوستان اینه که: «ما هم نگفتیم چرا رضا شاه دیکتاتور بود، و یا اون موقع تنها دیکتاتور بوده؛ و قصد تخریب اون رو هم نداریم و بله، با همین دیکتاتوری‌ها، کلی کار خوب برای مملکت انجام داد که دستش هم درد نکنه!»
تریاکی بودن رو هم که بیخیالش شید ... اینکه تریاک می‌کشید که دال بر معتاد بودن و بی‌لیاقتی‌ش نیست!

- می‌فرمایند: «گفته مدرنیته را اخلاق سگ به ایران آورد»؛ نه، رضا شاه برای مردم کنفرانس‌ها و جلسات سخنرانی ترتیب داد و علاوه بر اینکه از همه‌ی مردم دعوت رسمی کرد، کلی هم سخنران خبره دعوت کرد تا از مزایای مدرنیته برای مردم حرف بزنه و دز آخر هم یه "رفراندوم" برگزار کرد که: «مدرنیته؛ آری یا نه». و مدرنیته با رای 100 درصدی مردم وارد ایران شد!
خوب یکم مطالعه کنید، یکم بررسی کنید بعد آفتابه بگیرید دستتون!

- می‌فرمایند: «فلانی گفته: رضا شاه گفت "م"، سر "مدرس" رفت زیر آب»؛ خوب آقا جان، یکم عقب‌ترش رو گوش کن، ببین چی میگه!
میگه «حرف کم می‌زد»؛ یعنی حرفش ارزش داشت و تا چیزی میگفت عملی میشد! برای مثال هم میگه: «گفت "ر" راه‌آهن کشیدن، گفت "ک" کشف حجاب شد، گفت "چ" چادر رو برچیدن"» این که میگه حرفش ارزش داشت، واقعا تعریفه؛ نمی‌دونم چرا درکش براتون انقدر سخته!

- می‌فرمایند: «در جایی دیگر از ترانه, نامجو با حالتی پیروزمندانه از تغییر نام میدان فوزیه به امام حسین ابراز شادمانی می کند» من نمی‌دونم این حالت "پیروزمندانه‌"ای که می‌فرمایید رو شما چگونه تشخیص دادید که ما نتونستیم بفهمیم!

درضمن جایی که میگه: «یه پادشه، از یه جا، اون قدیم؛ قد بلند و توپ، رضا خان ...» اگر تعریف نیست، پس چیه!؟

درآخر لازمه چند نکته رو یادآور بشم:
1. ما قصد توهین، بی‌احترامی، کم‌ارزش کردن و ... به هیچ شخصی رو نداشتیم و نداریم! که رضا شاه هم از این قاعده مستثنی نیست!!!

2. همون‌طور که قصد تخریب نداریم، قصد دفاع هم از هیچ کس نداریم! و باز هم "نامجو" و جناب "نبوی" هم از این قاعده مستثنی نیستند! (هردو توان دفاع از خودشون رو هم به صورت نوشتار و هم به صورت فیلم دارن!)

3. رضا شاه کار خوب و بد داشته! و ما هم نمی‌خوایم به اینکه خوب‌ها بیشتر بوده یا بدها اشاره کنیم و اصلا در فضای پیج ما نمی‌گنجه!

4. اگر کسی احساس می‌کنه به کسی بی‌حرمتی، بی‌ادبی یا هر کار دیگه‌ای صورت گرفته؛ خواهش می‌کنم بیان بفرمایید تا سر صبر و حوصله و "مدرن" و باشخصیت با هم گفتگو داشته باشیم!

5. فعلا به اینکه این نوشته جوابیه‌ای بود به پیج "سپیده‌دم" اشاره‌ای نمی‌کنم! و لطفا شما هم اشاره نفرمایید!

زیاده‌گویی‌های بنده رو ببخشید.
"چال آقا"

Problem....?
05/06/2014

Problem....?

04/06/2014

به یه نتیجه ای از این همه عکسایی که دوستان از طوفان تهران گرفتن رسیدم
ماشاءالله همه تو پنت هاوس زندگی میکردن ما خبر نداشتیم یکی نیست تو ارتفاع پایین باشه

و اما Omid Dana که خدا میدونه از کجای این عالم هستی پیدا شد و مثل صاعقه ای 0.5 ولتی، نصف شبی برق از سر ما پَروند؛ و شاهد...
02/06/2014

و اما Omid Dana که خدا میدونه از کجای این عالم هستی پیدا شد و مثل صاعقه ای 0.5 ولتی، نصف شبی برق از سر ما پَروند؛ و شاهد بودیم که وسط "YouTube" چنان مقعد آریایی خودش رو جر که "Alexis Texas" تو فیلم "The Insatiable Miss Texas" (دوشیزه ی سیری ناپذیر تگزاس) نداده بود.

و جالب این خون پاک آریایی که در این موارد باعث نعوظ این ملت همیشه در صحنه میشه و آلتشون رو آخته میکنه و در حالی که با دست چپ دارن زیر میز دمبل بازو با کِرم لوبریکِنت میزنن با دست راست تایپ میکنن که "درود بر تو چاقال ایرانی، باشد که با وجود کون هایی چون شما این رژیم آخوندیسم رو از کمر خم کنیم!!!"""

حالا یکی نیست بگه به "نامجو" گیر دادی خب هیچ... به "شاهین نجفی" گیر دادی اونم هیچ ...آخه مرتیکه ی کون دریده ی جُنُب داشتی اسم "احمد شاملو" رو می بردی خودت رو آب کشیدی؟؟؟
سُمبُل طلا فکر کردی واسه من "اپوزیسیون" بلغور میکنی عنی شدی خیر سرت؟؟؟

مِن بابِ همین امر که ایشون جوابیه دادن واسه "محسن نامجو" ما هم یه جوابیه میدیم واسه این خوشگل پسر!! پس آقای "امید دانا" تا تهش رو بخون و آفاتابه رو بذار کنار دستت که زیرت رو به نجاست نکشی.

جوابیه صفحه ی "چال کردن"

1. "....محبوبیت خاندان پهلوی در بین جوانان؟؟؟" من نمیدونم خاندان پهلوی دقیقا چه گُلی به سر این مملکت زده! تا اون رضا خان بود که مملکت دست انگلیس ها بود، پسرش اومد افتاد دست آمریکا، اینا اومدن دست که نه؛ مثل شیاف رفت تو کون روسیه ...
اگر منظورت اینه که جوانان به این که عرق 5 سیری تو بقالی ها بفروشن و آزادی ظاهری و فکری داشته باشن که بر میگرده به قبل انقلاب (هرچند گلسرخی آزادی نداشت)!!! اینا دَخلی به "ممدرضا" و اینکه اون "ولیعهد" زپرتی بیاد نداره ربط به تنفرشون از حکومت دینی ای که آخوندا درست کردن داره ... و در ضمن به جای "ولیعهد" بیشتر دلشون برای "داریوش" و "گوگوش" و "ابی" و ..... تنگ شده.

2. آخه کون نشور "سطح آهنگ های محسن نامجو پایینه"!!! حالا بماند که هر هنرمندی کار ضعیف داره و "محسن نامجو" هم مستثنی نیست. ولی قورومساق این همون آدمیه که "استاد علیزاده" دعوتش کرد تا در کنسرتش بیاد رو صحنه کنارش ساز بزنه... آکسفورد و کمبریج و ... دعوتش میکنن درباره ی موسیقی تلفیقی سخنرانی کنه... پیش "حاج قربان سلیمانی" مقام یاد میگرفته! تو بجز "بدو بدو نیناش ناش" که بتونی باهاش موهای خوشگلت رو تکون بدی آهنگ دیگه ای گوش دادی؟

3. اون "معتاد به مواد" باشه بهتر از اینه که مثل تو معتاد به آلت آخته "Manuel Ferrara" باشه. درضمن گیریم باشه یه مسئله شخصیه تو برو کونت رو بده فضولی نکن!

4. "محسن نامجو" قبل از رفتنش نگفت "آی من مخالف جمهوری اسلامی ام"! یه سوره از قرآن رو با ساز خوند تو دبی بود خواست برگرده دید دادگاه براش حبس بریده همونجا سر خر رو کج کرد!

5. " ... زهرش رو به تاریخ ایران با خوندن آهنگی بر علیه رضا شاه بزرگ" ؟؟؟ برگشته گفته " تریاکی بود سگ اخلاق بود و ..." بقیه آهنگ هم که میگه حرفش بُرش داشت!!! نیست الان ما به "سِد علی" فحش نمیدیم، همین ما که ادعای فرهنگمون میشه؛ میبینم روزی که وقتی اینا خواستن برن ما از مردم "لیبی" که چاقو رو به "قزافی" اِعماله کردن هم فراتر میریم و تیر چراغ برق سیمانی رو فرو می کنیم ما تحت بعضیا.... آره... اینجور با کلاسیم ما!!!!!! حالا نیست که "رضا خان" هر روز فاصله "باغ شاه" تا "دروازه تهران" رو ورزش صبحگاهی می کرده و به هر کسی سر راهش " نان و ریحان و پنیر " تعارف میزده؟؟؟؟

6. "خواننده نَئشه باشه بخونه" به قول شما هم بدک نیست داشتیم. در این تاریخ کسانی مثل داریوش ... اصلا ترک کرد اون حال آهنگاش پرید!
و از "لحاظ ادبی هم" تو با اون "لحن" صحبت نکن خواااااااهر...

و اما بخش مهم جواب ما به تو :
7. گل پسر هر کسی هم کار خوب کرده هم بد! تو کارای خوبش رو گفتی ما هم بداش رو میگیم!
--بذار اینجور بگم زمان شاه کلا تو تهران فرضا 1500 اتومبیل بود الان واقعا نمیدونم چندتا... پس وای ببین چقدر جمهوری اسلامی خوبه ... قبلا خیابونا خاکی بودن الان "یااااااااادگار امام" داریم.... اینا هیچ دخلی به اون آدم نداره ... اقتضای زمانه ست و نیاز های روز مردم... نمیتونسته تو قرن بیستم راه آهن نداشته باشه یا بانکی نباشه و مردم با گوسفند و کون هایی مثل تو مبادله ی کالا به کالا کنن!
--اما میگی "تاسیس بانک ملی و کوتاه کردن دست انگلیس از دارایی های ایران" بزغاله اون موقع که انگلیس نفتمون رو چپاول می کرد بعد میکردش تو قوطی و مینوشت روش "هدیه دولت فخیمه بریتانیا به مردم ایران" و مجانی با هزار کُتَک کاری مردم واسه نمردن از سرما می گرفتن آقای "رضا میر پنج" در حال اختراع "کباب کوبیده" بود که چجوری بزنه به بدن و کمر رو پر کنه!
--"تشکیل ارتش قدرتمند برای حفاظت از مرز ها"؟؟؟ واسه همین کشتی های انگلیسی هنوز عن های حاصل از سفر رو خالی نکرده نیروهاشون داشتن تو دربند شیشلیک میزدن؟
--"تشکیل سازمان غلات و کشاورزی" که خان های هر آبادی کون رعیت رو بیشتر پاره کنن! نرفت مستقیم از کشاورز بخره که! هنوز هم که هنوزه از پاکستان و هند غلات میاریم! ... بعد میگن آمریکایی ها برده دار بودن ... اونا رو نمدونم ولی خان های ما که کسی تو آبادی از زیر دستشون در نرفته بود و کمر رو روی همه یه باری خالی کرده بودن... شاداماد میشسته تو حجله تا شاید آقای "خان" کارش با نو عروسش تموم کنه که ایشون راحت تر بتونن حریف خسته رو خاک کنن!! (باور ندارید از قدیمیا بپرسین)
--و این همون رضا خانی بود که سر همون مصدق -که تا 29 اسفند میشه عکس پروفایلت رو به خایه های اون مرحوم مزین میکنی (که حقا از تو قشنگ تره)- رو کرد زیر آب...
--اون عکسی که رو کتت زدی با ممدرضا همون پسریه که باباش رو به آمریکایی ها فروخت تا شاه بشه.
--همون رضا خانی که خواست حکومت رو جمهوری کنه ولی تا دید چهار تا آدم درست درمون تو مجلسن، موز رو تو شیر بیشتر حل کرد تا کمر عالی همت رو بر گاییدن چپی ها بهتر بسته باشه.
--همون رضا خانیه که با "هیتلر" میخواست آبگوشت بُز باش بزنه ولی دریغ که " حاج وینستون چرچیل" فن بدل رو بهتر بلد بود و تا دسته تو خاک فرو کرد و گرنه شاید به جای امتحان بمب اتم تو "ناکازاکی" خدا بیامرز "انیشتین" داشت واسه روح پر فتوح اجداد ما طلب آمرزش میکرد.
--همون رضا خانی که بدش نمی اومد تو رقابت واسه جر دادن مردم با "موسیلینی" و "آتا ترک" توسط "حزب ترقی" رقابت کنه ولی زمونه نذاشت...
--همون رضا خانی که دو بار رفت فرنگ جو گیر شد و اومد مملکت رو مدرنیته کنه ولی کسی نبود بگه بابا این چیزا زیر ساخت فرهنگی هم میخواد، تهش این شد که یه پاش رو گذاشت کردستان اون یکی هم سیستان چنان تری زد که نتیجه ش مثل اثرات مواد رادیو اکتیویته موند تو این مملکت و اُبنه ای های مثل تو پدیده های شگفت این ترکمونن و مدرنیته میراثی شد برای پدری که سر دخترش رو تو این زمونه بیخ تا بیخ می بره!!!

و در آخر اصلا ما "شیرین عقل" تو "باهوش" وقتی داشتی میگفتی "براندازی" که زیرت از ترس رسیدن فی العجل سربازان گمنام خیس بود... اونایی که اندازه ی هیکل تو "خایه" لای پاشون بود و هست ( مجید توکلی، سهراب، تاج زاده و ...) تو کار این دیو هفت سر موندن تو که جای خود داری!

دفعه ی آخرت هم باشه راجع به شاملو حرف میزنی ... میام میزنم دهنتو پر خون میکنم

http://www.youtube.com/watch?v=FY-iGecM-lk

پاسخ به توهین محسن نامجو در رابطه با رضا شاه بزرگ کاری از امید دانا

Address

Everywhere
Tehran

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when چال کردن posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Share