Family Counseling University of Tehran

Family Counseling University of Tehran از جمله رازهای موفقیت انسان های موفق ، کوتاه بودن فاصله "اندیشه" تا "عمل" آن هاست .

هم آنان که درخاطره ی گذشته شناورند، و هم آنان که در رویای آینده غرق اند، هیچ یک «حال»خوشی نخواهند داشت. در حال زندگی کنی...
09/06/2016

هم آنان که درخاطره ی گذشته شناورند، و هم آنان که در رویای آینده غرق اند، هیچ یک «حال»خوشی نخواهند داشت.
در حال زندگی کنیم، به معنی آن که با تمام حواس خود، هشیار و آگاه به زمان حال باشیم. اجازه بدهیم گذشته عبور کند و به آینده اعتماد کنیم. اگر ما به زمان حاضر خوش بین باشیم، آینده ما نیز مثبت و امید بخش خواهد بود. ما این را به خود مدیون هستیم که هر لحظه مان را از همین حالا بشماریم. به قول بروئر: **کودکان نه گذشته و نه آینده دارند، آنها از زمان حال لذت می‌برند، کاری که تعداد معدودی از ما انجام می دهیم.**
#وجودی #امین #براتیان

**درمان های وجودی**ویلیام وایت در کتاب خود تحت عنوان "انسان سازمانی" هشدار می‌دهد که:دشمنان انسان امروزی ممکن است " گروه...
31/05/2016

**درمان های وجودی
**

ویلیام وایت در کتاب خود تحت عنوان "انسان سازمانی" هشدار می‌دهد که:
دشمنان انسان امروزی ممکن است
" گروهی از درمانگران خوشرویی باشند که دشمنی شان همان کاری باشد که در قالب کمک به شما می کنند"

این همان مکاتب و رویکردهای هستند که در فرایند یاری رسانی به مردم عملاً ممکن است آنان را همرنگ با جماعت نمایند و به سمت نابودی فردیشان سوق دهند.

پیشنهاد:

برای رسیدن به فهم اینکه مشاوره ای سالم و حقیقی است و می تواند یاری بخش شما باشد ببنید که در آن آیا فردیت شما رشد می یابد یا اینکه از شما خواسته می شود با پذیرش و تخلیه صرف هیجانات به سمت همرنگ شدن با جماعت سوق داده می شوید !؟( )
** گروه تازه های روانشناسی، مشاوره، علوم تربیتی و سلامت**
https://telegram.me/joinchat/A1W1ZDviUrZam1x6qNT7rg

سارتر می گوید: «ما مثل هنرپیشه ای هستیم که بدون تمرین، بدون کوچک ترین اطلاعی از نمایشنامه و بدون حضور فردی در پشت پرده ک...
30/05/2016

سارتر می گوید:
«ما مثل هنرپیشه ای هستیم که بدون تمرین، بدون کوچک ترین اطلاعی از نمایشنامه و بدون حضور فردی در پشت پرده که ما را راهنمایی کند و بگوید که چه کار باید بکنیم، به روی صحنه می رویم و نمایش زندگی مان را اجرا می کنیم. ما باید خودمان تصمیم بگیریم که چگونه زندگی کنیم. زیرا اگر ما می توانستیم انجیل یا یک کتاب آموزش فلسفه را باز کنیم و در جایی از آن بخوانیم که چگونه باید زندگی کنیم، کارمان بسیار راحت می شد اما اصالتی در کار نبود».

03/09/2015

عواقب بي تفاوتي به تفاوت فرهنگي در ازدواج


تفاوت در زمينه هاي فرهنگي در ايران، يکي از مهم ترين عوامل زمينه ساز طلاق هاست.
عواقب بي تفاوتي به تفاوت فرهنگي در ازدواج
فرهنگ يعني بايدها و نبايدهايي که به ما مي گويد چه چيزي درست است و چه چيزي غلط. فرهنگ به معناي مجموعه آداب و رسوم، سنت ها، اخلاقيات، مراسم و ... يک قوم و ملت است. از آن جا که فرهنگ هاي مردم شهرها و حتي بعضي محله ها با هم متفاوت است، بايدها و نبايدهاي آن ها نيز فرق مي کند. بي شک ازدواج بزرگ ترين و مهم ترين حادثه زندگى هر انساني است و موفقيت يا شکست در آن سرنوشت ساز خواهد بود. ازدواج و زندگى مشترک وقتى ثمر بخش، سودمند و ماندگار است که روحيه ها و طرز تفکر دو طرف، همسو و نزديک باشد. در غير اين صورت، زندگي مشترک نمي تواند زمينه ساز آرامش روحي و رواني طرفين باشد.
-
اهميت شباهت فرهنگي قابل کتمان نيست
تفاوت در زمينه هاي فرهنگي در ايران، يکي از مهم ترين عوامل زمينه ساز طلاق هاست. شباهت ارزش هاي فردي و اجتماعي، آداب و رسوم، رفتار و سلوک و حتي آداب لباس پوشيدن و غذا خوردن زن و شوهر مي تواند زمينه هاي همدلي بيش تر را بين آن دو پديد آورد. به همين جهت به ويژه در کشور گسترده ما که در قالب يک فرهنگ و جامعه واحد، از خرده فرهنگ هاي متعدد برخوردار است، توجه به اين امر در مجموعه معيارهاي ازدواج اهميت خاصي دارد و همان طور که اشاره شد تفاوت در آن، زمينه ساز اختلاف هاست.

تفاوت فرهنگي خانواده هاي همسران آسيب زاست
تفاوت فرهنگي در بين همسران در 2 سطح مي تواند آسيب زا باشد. سطح اول تفاوت فرهنگي در بين خانواده هاي همسران است. موضوعي که باعث انواع اختلافات و سوء تفاهم ها در بين زن و شوهر مي شود و خود را بيشتر در قالب اختلاف نظر در برگزاري مراسم مشترک، برخورد اجتماعي همسران و رعايت قوانين پيدا و پنهان خانوادگي نشان مي دهد. اين موضوع همواره ناخوشايند است و گاه تا پايان عمر همت همسران، صرف تلاش براي کم رنگ کردن اين تفاوت ها در بين دو خانواده و نيز در رابطه خودشان مي شود.

تفاوت فرهنگي زن و شوهر هم آسيب زاست
سطح دوم تفاوت فرهنگي ممکن است در بين خود همسران باشد. در واقع مشکلات در سطح دوم نسبت به مشکلات در سطح تفاوت فرهنگي خانوادگي بسيار عميق تر است و خانواده را به راحتي به از هم پاشيدگي مي کشاند. اگر مشکل تفاوت فرهنگي بين زن و شوهري باشد، حل مشکلات سخت مي شود چرا که هر يک از زوج ها اعتقاد دارند که مشکل از ديگري است و فرد مقابل بايد تغيير کند.

شباهت فرهنگي باعث درک متقابل مي شود
اين را هم بايد گفت اگرچه شباهت فرهنگي به تنهايي نمي تواند خوشبختي زن و شوهري را تضمين کند و همچنين نمي توان با قاطعيت گفت که افراد از فرهنگ هاي مختلف نمي توانند با هم ازدواج کنند اما بي ترديد تشابه فرهنگي مي تواند نقش مهمي در موفقيت يک ازدواج داشته باشد. به همين دليل دختر و پسر بايد تلاش کنند که خانواده هايشان و خودشان از همه لحاظ به خصوص از لحاظ فرهنگي با هم سنخيت و تناسب داشته باشند تا بهتر يکديگر را درک کنند. به گزارش فرارو به دليل اهميت تناسب فرهنگي در ادامه، چند نکته در همين باره مطرح خواهد شد که خواندن شان به همه دختر و پسرهاي دم بخت توصيه مي شود.
-
نکات مهم درباره تناسب فرهنگي در ازدواج

۱- گاهي پسران و دختران تفاوت هاي زيادي با يکديگر دارند و اين تفاوت ها را ديگران نيز به آن ها گوشزد مي کنند، با وجود همه اين ها، دوست دارند چشمان شان را روي تفاوت ها ببندند و ازدواج کنند اما عشق به فرهنگ و ديدگاه هاي همسر تا ابد باقي نخواهد ماند. اين عشق از بروز اختلاف ها جلوگيري نمي کند و باورها، اعتقادها و هيجان هاي انسان غيرقابل تغييرند.
۲- اين که تصور کنيد همسر آينده تان به خاطر عشق به شما و نفوذ پذيري تان، رفتار و عقايدش را در درازمدت تغيير مي دهد، غلط است. البته تغييرات اندکي رخ خواهد داد زيرا زن و مرد از يکديگر تاثير مي گيرند اما مشکل اساسي وقتي است که يکي از طرفين بخواهد به شکل فعال روي ديگري تاثير بگذارد و او را تغيير دهد. آن وقت است که ناخودآگاه مقاومت ايجاد و دردسر شروع مي شود. همسرتان را همان گونه که هست بايد بپذيريد. متاسفانه در فرهنگ ايراني، پذيرش آموزش داده نمي شود و فرهنگ تحمل را مي آموزيم. فرهنگ تحمل، فرهنگي است که نهايتا به درگيري و مبارزه ختم مي شود و بين زن و مرد فاصله ايجاد مي کند.
۳- برخي پسرها و دخترها با اين که آگاهي کاملي از تفاوت هاي فرهنگي خودشان با طرف مقابل دارند اما جرأت پرداختن به موضوع و موشکافي آن را ندارند و فقط با خود اين جمله را تکرار مي کنند که اميدوارم آن چه که من دوست دارم، اتفاق بيفتد! به طور مثال وقتي پسري مي خواهد به زندگي با مادرش بعد از ازدواج زير يک سقف ادامه بدهد، دختر نيز اعتراض مي کند و پسر مي گويد حال ببينم در زندگي مشترک مان چه مي شود، نمونه بارز همين اشتباه است؛ بنابراين سعي کنيد به همه مسائل و واقعيت هاي زندگي جدي نگاه کنيد و از آن ها به راحتي نگذريد.
۴- گاهي دختر و پسر در جلسات خواستگاري از پاسخ به بعضي سوال ها طفره مي روند، بحث را به بيراهه مي کشانند يا با طنز موضوع را به پايان مي رسانند. به طور مثال، نحوه رفت و آمد با خانواده طرف مقابل، نحوه خرج کردن پولي که هر دو درمي آورند يا حق کار کردن زن از اين قبيل مسائل است که به دليل تفاوت هاي فرهنگي خانواده ها، جواب هاي صد در صد متفاوتي مي توان به آن ها داد. با شنيدن چنين سوال هايي از سوي طرف مقابل تان، هرگز به آساني از آن نگذريد و به طور جدي از او بخواهيد در اين باره صحبت کند.
۵- اين را هم بدانيد فرهنگ گذراندن اوقات فراغت و تفريح خانواده ها با هم تفاوت دارد. خانواده اي در روز تعطيل و اوقات فراغت در خانه مي مانند، هر فردي به اتاق خودش مي رود و مطالعه يا موسيقي گوش مي کند و خانواده اي ديگر دوست دارند به يک منطقه ييلاقي بروند و اوقات بگذرانند و ... در تعطيلات زن و مرد بيشتر در کنار هم هستند بنابراين مهم است که سرگرمي ها و تفريح هاي شان به هم شبيه باشد.
6- اگر زن و مردي از دو قوم يا دو مليت مختلف قصد دارند با هم ازدواج کنند، حتما بايد هر دو به يک زبان مشترک مسلط باشند زيرا در غير اين صورت احساسات، افکار دروني، ارتباط کلامي و فکري شان قطع خواهد شد و هر دو آسيب خواهند ديد.
7- وقتي فرهنگ متفاوت است، رفتار اقتصادي هم تفاوت خواهد داشت. براي خانواده اي ممکن است نگهداري و ذخيره پول براي روز مبادا از صرف هزينه هاي لوکس و سفرهاي پرهزينه خيلي مهم تر باشد اما در خانواده اي ديگر پول فقط صرف تفريح و لباس مي شود. نبايد در جلسات خواستگاري از بيان نگرش فرهنگي به مسائل مالي هراسي داشت.


عليرضا عبدي، کارشناس ارشد روان شناسي
کلمات کليدی: تفاوت فرهنگي،ازدواج

03/09/2015

خنده زوج‌ها به نفع زندگی مشترک‌شان است


محققان آمریکایی می‌گویند خندیدن به تداوم زندگی مشترک کمک می‌کند. بر اساس تحقیقی که مشروح آن در مجله Personal Relationships منتشر شده است زوج‌هایی که با هم می‌خندند زندگی مشترک شاد‌تری دارند.
یکی از بدترین رفتارهایی که بعضی‌ها با خودشان انجام می‌دهند، این است که بعد از خوردن هله‌هوله‌ها یا غذاهای چرب و بی‌فایده، شدیدا خودشان را شماتت می‌کنند، یا وقتی می‌بینند وزن‌شان روی ترازو تغییری نکرده است، احساس بدی نسبت به خودشان پیدا می‌کنند.

محققان آمریکایی می‌گویند خندیدن به تداوم زندگی مشترک کمک می‌کند. بر اساس تحقیقی که مشروح آن در مجله Personal Relationships منتشر شده است زوج‌هایی که با هم می‌خندند زندگی مشترک شاد‌تری دارند.

محققان برای اثبات رابطه‌ای که میان عشق و خندیدن وجود دارد ۷۷ زوج را به مدت ۴ سال زیر نظر گرفتند و بررسی کردند زوجها چند بار و هر بار چقدر همراه با هم می‌خندند.

سپس به آنها پرسش‌نامه‌هایی داده شد. نتایج بررسی‌ها نشان داد زنان و مردانی که با هم و طولانی‌تر میخندند زندگی مشترک طولانی‌تر و خوشبخت‌تری دارند.

به گفته محققان، زنان بیش از مردان می‌خندند اما خنده مردان مسری‌تر است. مردان وقتی می‌خندند ۱.۷۳ برابر در مقایسه با زمانی که زنان می‌خندند زنان را به خنده می‌اندازند.

27/04/2015

با مردهای وابسته به مادر چه باید کرد؟!
امروز می‌خواهم در مورد یک موضوع خیلی جالب با شما صحبت کنم. می‌دانم عده زیادی از مخاطبان چنین دغدغه ذهنی دارند. پس بدون مقدمه‌چینی و حرف‌های دیگر می‌رویم سر اصل موضوع این یادداشت و مشکل خیلی از خانواده‌های ایرانی:
با مردهای وابسته به مادر چه باید کرد؟!
قبل از این‌که خانم‌های محترم آهی از ته دل بکشند و بگویند: هیچ چاره‌ای جز سوختن و ساختن نیست! و آقایان محترم هم خم به ابرو بیاورند که: بازهم شروع شد، این‌جا هم از دعوای مادر شوهر و عروس در امان نیستیم، می‌خواهم بگویم که عینک‌های پیش‌داوری‌تان را کنار بگذارید و یک‌بار برای همیشه این موضوع را خارج از نقشی که در آن دارید، نگاه کنید.
قرار نیست در این این یادداشت راهکاری به خانم‌ها ارایه کنیم که شوهرشان را از مادر خود دور کنند، بلکه می‌خواهیم به یک رفتار متعادل برسیم. لطفاً مرا محکوم ‌به این نکنید که یک‌طرفه به قاضی می‌روم و چرا برای مادرشوهرها هیچ پیشنهادی جهت تغییر رفتار و نگرش ندارم.

در مطلبی جداگانه به چم‌وخم‌های یک مادر شوهر نمونه می‌پردازیم، اما چیزی که واضح است، حضور بیش‌تر شما عروس‌خانم‌ها در اینترنت و خواندن مقالات است. علاوه بر این تغییر نگرش در سن بالاتر، سخت‌تر بوده و شاید نتوان کسی را که شصت سال از عمر او می‌گذرد، تغییر داد، اما می‌شود با کمی متفاوت‌نگریستن و به‌گونه‌ای دیگر رفتارکردن، همان شخص شصت ساله را با خود همراه کرد.
http://www.migna.ir/vdcjtiet.uqeyhzsffu.html

27/04/2015

آسيب شناسي خانواده، کودک آزاري رواني و عاطفي در خانواده
كودك آزاري يكي از مصاديق بارز آسيب هاي خانواده در عصر امروزي است و اين واقعيت نيز مورد تأييد قرار گرفته است كه كودك آزاري در هر شكلي باعث ايجاد تبعات منفي بسياري از نظر جسمي و رواني براي كودك خواهد شد.
مقدمه
سوء رفتار رواني و عاطفي با کودک شامل اعمالي مي شود که توسط زبان يا رفتار، صدمات هيجاني زيان آوري به کودک وارد مي سازد و آن زماني است که فرد بزرگسال، مباني زباني و رفتاري لازم جهت تکامل سالم کودک را فراهم نياورد. سوء رفتار رواني به شکل هاي رها کردن کودک به حال خود، منزوي ساختن او، انتقاد و ايجاد وحشت در کودک و ... توسط بزرگسال جلوه گر مي شود.
بسياري از رفتارها، علاوه بر اينکه مي توانند مصداق کودک آزاري جسمي يا جنسي قرار گيرند، به طور مستقيم لطمات هيجاني شديدي براي کودک ايجاد مي کنند و قابليت اين را دارند که با عنوان کودک آزاري رواني و عاطفي مطرح شوند. در واقع، آسيب رواني که به افراد بزرگسال در مقايسه با کودکان در همان موقعيت وارد مي شود به مراتب کمتر خواهد بود. اگرچه به افراد بزرگسال نيز ضربات جبران ناپذيري از اين جهت وارد مي آيد، ولي نقطه عطف مسئله در ارتباط با کودک، بي دفاعي محض و ناآگاهي اوست و توجه به اين مسئله، عمق فاجعه را به خوبي نمايان مي سازد؛ به گونه اي که اگر قلب و نفس کودک را به منزله زمين شخم زده مهياي بذرافشاني بدانيم و هر مورد از اين فعل ها و ترک فعل ها استعاره از بذرهاي ناميمون و مصيبت باري باشند که از آنها خارزاري زهرآگين پديدار مي شود، اين بذرها ريشه در دل جامعه دوانده و آن را به سوي تباهي ها سوق مي دهد (2).
ذکر اين نکته لازم است که رابطه اي تنگاتنگ ميان انواع کودک آزاري و صدمات عاطفي و رواني- که بر کودک وارد مي شود- وجود دارد. هر کدام از موارد آزارگري کودک که در خانواده پيش مي آيد، اعم از سوء استفاده هاي جنسي يا سوء رفتارهاي جسمي با او، تبعات عاطفي و رواني براي کودک خواهد داشت. اما آنچه در اين مقاله مطرح شده، رفتارها و گفتارهايي است که آسيب جسمي و جنسي براي کودک به دنبال ندارد، اما او را از لحاظ رواني آزرده کرده، عواطف او را جريحه دار مي کند و مانع رشد روحي و فکري کودک مي شود.
http://www.migna.ir/vdciwpap.t1auv2bcct.html

نُه باور غیر منطقی (محدود کننده) درباره انتخاب همسرموضوعی که به طور وسیع در پیشینه‌ی تجربی که در زمینه‌ی انتخاب همسر ناد...
07/03/2015

نُه باور غیر منطقی (محدود کننده) درباره انتخاب همسر
موضوعی که به طور وسیع در پیشینه‌ی تجربی که در زمینه‌ی انتخاب همسر نادیده گرفته شده است مربوط به نقش و تأثیر باورهای شخصی در فرایند انتخاب همسر می‌باشد. از بررسی سوابق موجود در زمینه‌ی نقش باورها در انتخاب همسر: لارسن(1992) نُه باور غیر منطقی که افراد اغلب درباره انتخاب همسر دارند را بیان کرده است.

1 - اعتقاد به اینکه من فقط می‌توانم عاشق یک نفر باشم.
شخصی که دارای این عقیده است گمان می‌کند که تنها یک نفر در دنیا برای ازدواج با او مناسب است. این تفکر بسیار شبیه این عقیده است که ما جایی در دنیا همزاد و یا نیمه‌ی دومی ‌داریم که با ازدواج با او همه چیز به تکامل می‌رسد.
این افکار غالباً غیرمنطقی هستند، چرا که باید به هنگام روبرو شدن با تنها فرد به خصوص، او را شناخت. البته چگونه این دیدگاه به سرانجام می‌رسد روشن نیست. همچنین شاید این عقیده دعوت به انتظار غیر فعالی باشد برای رسیدن به دقیقه اعجاز برانگیزی که چشم‌انداز یک ازدواج خوب را نوید می‌دهد.

2 - همسر کامل
اعتقاد به این تفکر که «تا زمانی که فردی کامل برای زندگی پیدا نکنم، نباید ازدواج کنم». کسی که این اعتقاد را داشته باشد شاید برای تصمیم گرفتن برای ازدواج دچار محدودیت شود چرا که هیچ فردی کامل نیست و شاید برای پیدا کردن چنین فردی باید زمانی طولانی صرف شود.

3 - تکامل خود
کسی که اینگونه فکر می‌کند و می‌گوید:«تا زمانی که نتوانم به خودم به عنوان یک همسر اعتماد کنم، نباید ازدواج کنم».
این اعتقاد نیز محدود کننده و غیر منطقی است از آن جهت که هیچ کس کامل نیست و احساس کامل بودن به عنوان یک همسر را نخواهد داشت. احساس آمادگی برای ازدواج ضروریست، اما شاید اشخاصی را برای تصمیم گیری درباره ازدواج دچار اضطراب کند.

4 - ارتباط کامل
صاحب این عقیده این چنین می‌اندیشد:«ما باید قبل از ازدواج ثابت کنیم که ارتباط مؤثری خواهیم داشت».
توجه به فاکتورهای پیش بینی کننده‌ی پیش از ازدواج بسیار عاقلانه است.
مانند ارتباط خوب و مهارت‌های حل مشکل و تشابه و همانندی ارزش‌ها و عقاید. جستجوی چنین ارتباطی و چنین همسری که این مهارت‌ها و قابلیت‌ها را داشته باشد عاقلانه است.
با این وجود ، از آنجا که موفقیت در ازدواج را نمی‌توان تضمین کرد، برای کم کردن محدودیت این تفکر می‌توان اینگونه اندیشید که هیچ راهی برای تضمین خوشبختی پیش از ازدواج میسر نمی‌باشد.

5 - تلاش بیشتر
این اعتقاد با این تفکر شکل می‌گیرد که من با هرکسی که برای ازدواج انتخاب کنم خوشبخت خواهم شد به شرط آن که به قدر کافی تلاش کنم.
لارسن (1992) تأکید می‌کند که تلاش دو همسر برای حل مشکلات و مؤثر ساختن یک ازدواج ، دو فرد بالغ و متفکر را می‌طلبد. از آنجا که هر کسی آنقدر متمایل به حل مشکلات نخواهد بود. بنابراین کمی‌دقت در انتخاب همسر در ابتدای ضروری به نظر می‌رسد.

6 - عشق کافی است
فرد دارای این عقیده شاید چنین بگوید:«عاشق کسی شدن برای من دلیل کافی برای ازدواج است». جامعه‌ی غربی عشق رمانتیک را به عنوان شرطی لازم برای ازدواج ارزشمند می‌شمارد.
در واقع، اشخاص کمی‌هستند که ازدواج را بدون عشق تصور کنند. اگر عشق به عنوان تنها معیار در نظر گرفته شود، سایر توانایی‌های اساسی فردی و بین فردی از نظر دور خواهد ماند.

7 - همزیستی
این عقیده چنین است: «اگر من و همسر آینده ام قبل از ازدواج با هم زندگی کنیم، شانس وخوشبختی مان را افزایش خواهیم داد».
مرور سوابق همزیستی و موفقیت‌های بعدی در ازدواج نشان داده است که افرادی که قبل از ازدواج با هم زندگی می‌کنند آمادگی بیشتری را برای نارضایتی از زندگی وجدایی دارا می‌باشند در مقایسه با کسانی که با هم همزیستی نکرده اند.
این ارتباط معمولاً با خصوصیات کسانی که همزیستی می‌کنند به نسبت کسانی که همزیستی نمی‌کنند مشکلات بیشتری در رابطه با تعهد دارند و تمایل کمتری برای ارزشمند شمردن ازدواج ونگرش مثبت تری نسبت به طلاق دارند.

8 - فرد مکمل و تضاد
در این نگرش شخص اینگونه می‌اندیشد: «من باید با کسی ازدواج کنم که خصوصیات شخصیتی او متضاد با خصوصیات من باشد».
اگر چه تفکر رایج مبنی بر آنکه افراد با خصوصیات کاملاً متفاوت می‌توانند کامل کننده‌ی ضعف‌ها و قوت‌های یکدیگر باشند، اما فاکتورهای پیش‌بینی کننده‌ی موفقیت در ازدواج نشان می‌دهند که قویترین عامل خوشبختی ، همانندی در ارزش‌ها، نگرش‌ها و خصوصیات شخصی است.

9 - انتخاب باید آسان باشد
این عقیده که انتخاب یک همسر باید ساده باشد و این انتخاب حامل یک شانس و یا اتفاق است. بنابراین فرد شاید تصور کند که برای انتخاب همسر به جای عمل کردن باید در انتظار یک اتفاق بماند.
چنین فردی در انتظار شانسی برای دیدار و عشق در اولین نگاه است بدون آنکه از تفکر محتاطانه آمادگی لازم، یا انجام عملی برای نزدیک تر شدن به هدف ازدواج کمک گرفته شود.
مواردی که عنوان شدند فقط تعدادی از نگرش‌ها و باورهای غیر منطقی افراد نسبت به انتخاب همسر می‌باشند.
نحوه‌ی نگرش افراد نسبت به فرایند انتخاب همسر امری بسیار حیاتی است و همچنین با درک شیوع باورهای غیرمنطقی و محدود کننده درباره انتخاب همسر در میان افراد مجرد زن و مرد، در صورتی که این نگرش‌ها و عقاید نادرست و غیر منطقی افراد تغییر یابند و در جهت صحیح هدایت شوند، شاهد افزایش ازدواج‌های مؤفق در جامعه خواهیم بود.
و همچنین با توجه به مشکل ساز بودن نگرش‌های نادرست، می‌توان درمانگران ، مشاوران قبل از ازدواج و تعلیم دهندگان ازدواج را یاری کرد تا به افراد کمک کنند تا برای ازدواج بهتر آماده شوند.

فرآیند انتخاب همسرفرآیند انتخاب همسر برای هر فرد بالغ و مجرد، مرحله ای بسیار مهم و اغلب دشوار محسوب می‌شود. شاید کمتر ان...
07/03/2015

فرآیند انتخاب همسر
فرآیند انتخاب همسر برای هر فرد بالغ و مجرد، مرحله ای بسیار مهم و اغلب دشوار محسوب می‌شود. شاید کمتر انتخاب دیگری ممکن است تا این اندازه در طول زندگی زوج‌ها مرکز توجه و بسیار با اهمیت تلقی گردد.
اما متأسفانه، در بحبوحه‌ی دوران معاشقه (نامزدی) افراد جوان اغلب بی ملاحظه می‌شوند و مشکلات اساسی را در ازدواج نادیده می‌گیرند و یا این که آنها را بررسی نمی‌کنند. علاوه بر این نگرش‌ها و عقاید خاصی در جامعه‌ی ما رواج یافته است که موجب نا امیدی و نارضایتی در فرآیند انتخاب همسر می‌گردند. در این میان برخی از عقاید و باورها در فرآیند ازدواج و انتخاب همسر غیرمنطقی و محدود کننده به نظر می‌رسند.
باورها و یا عقاید غیرمنطقی (محدود کننده) درباره انتخاب همسر که به عنوان باورهای شخصی تعریف شده‌اند:
الف- زمان ازدواج و انتخاب فرد مورد نظر برای ازدواج را محدود می‌کنند.
ب - تلاش برای پیدا کردن فرد مناسب برای ازدواج را دچار افراط و یا تفریط می‌کنند.
ج - از بررسی اندیشمندانه‌ی توانایی‌ها و ضعف‌های بین فردی و شناختن فاکتورهای قبل از ازدواج که در موفقیت ازدواج مؤثر هستند، جلوگیری می‌کنند.
د- مشکلات و موانع انتخاب همسر را تداوم می‌بخشند و گزینه‌های بعدی برای حل مشکلات را به حداقل می‌رسانند.
به عنوان مثال یکی از این عقاید محدود کننده می‌تواند اینگونه باشد که زوج‌ها با این اعتقاد وارد زندگی شوند که تنها عشقشان نسبت به یکدیگر برای غلبه کردن بر تمام مشکلات کافی است.
نگرش‌ها و طرز تفکر منطقی و غیرمنطقی افراد درباره فرایند انتخاب همسر به هنگام ازدواج یکی از فاکتورهای بسیار مهمی‌ است که می‌تواند ازدواج را با موفقیت یا شکست مواجه نمایند.
آگاه بودن افراد درباره‌ی نگرش‌ها و طرز تفکر و عقیده‌ی خودشان درباره‌ی انتخاب همسر و در پیش گرفتن نگرشی منطقی و واقع‌بینانه می‌تواند در داشتن ازدواجی موفق آنها نقش بسزایی داشته باشد.
برداشت ما از نگرش مجموعه ای از شناخت‌ها ، باورها، عقاید و واقعیت‌ها (دانسته‌ها) است که حاوی ارزشیابی‌های مثبت و منفی (احساسات) باشد.

01/09/2014

فراخوان جذب هیأت علمی از امروز آغاز می‌شود
فراخوان جذب هیأت علمی از امروز دوشنبه 10 شهریورماه در سامانه مرکز جذب وزارت علوم آغاز می شود.
به گزارش خبرنگار مهر، فرایند ثبت نام در فراخوان جذب هیأت علمی وزارت علوم از امروز دوشنبه 10 شهریورماه در سامانه مرکز جذب این وزارتخانه به نشانی اینترنتی www.mjazb.ir آغاز می شود و تا 31 شهریورماه ادامه دارد.

به گفته معاون مرکز جذب وزارت علوم، در این مرحله از فراخوان، جذب هیأت علمی پیمانی و طرح سربازی در دستور کار قرار گرفته است.

هزینه ثبت نام امسال برای داوطلبان مبلغ 30 هزار تومان اعلام شد.

داوطلبان عادی حق انتخاب 3 اولویت و داوطلبان دارای شرایط بیناد ملی نخبگان دارای 4 حق انتخاب هستند.

27/08/2014

Address

Tehran

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when Family Counseling University of Tehran posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Share