بزرگترین شبکه نمایشگاه مجازی

  • Home
  • Iran
  • Tehran
  • بزرگترین شبکه نمایشگاه مجازی

بزرگترین شبکه نمایشگاه مجازی Build your business future with CRC

بزرگترین پورتال نمایشگاه مجازی ، برگزار کننده نمایشگاه های مجازی دوره ای با جذب حداکثری بازدید کنندگان تخصصی در هر زمینه فعالیت نمایشگاهی در این پورتال بازدید کنندگان و مشارکت کنندگان می توانند به راحتی با یکدیگر تعامل داشته باشند و محصولات و خدمات و همچنین دستاورهای شرکت ها را مشاهده و به اشتراک قرار دهید

مشکلات ما را متوقف نمي کنند، بلکه به ما آموزش مي دهند.((برايان تريسي))
15/02/2014

مشکلات ما را متوقف نمي کنند، بلکه به ما آموزش مي دهند.

((برايان تريسي))

روزی، مدیر یک کارخانه ی بزرگ در کالیفرنیا با هدف قدردانی از زحمات کارمندانش، تصمیم گرفت شب کریسمس، به تمامی آنها یک عدد ...
06/11/2013

روزی، مدیر یک کارخانه ی بزرگ در کالیفرنیا با هدف قدردانی از زحمات کارمندانش، تصمیم گرفت شب کریسمس، به تمامی آنها یک عدد بوقلمون هدیه بدهد. تا اینجایش همه چیز خوب و حتی نوع دوستانه به نظر می رسید، اما مشکل از زمانی آغاز شد که بعضی از کارمند ها، فهمیدند بوقلمون آنها، از بوقلمون همکارانشان کوچک تر است. در نتیجه کار به اعتراض کشید. کارمند ها فکر می کردند که بوقلمون کوچک تر، نشانه ی کارایی پایین تر بوده و به جای پاداش، آن را یک جور تنبیه و تحقیر به حساب می آوردند. خبر این اعتراضات به گوش مدیر رسید، اما به مرور زمان و با فرارسیدن عید، فراموش شد.
سال بعد، برای پیشگیری از بروز این مشکل، به فروشنده ی بوقلمون، دستور دادند که بایستی تمام بوقلمون ها هم وزن باشند. اما فروشنده اعلام کرد، این مسئله امکانپذیر نیست. مدیر برای حل معضل، به همراه هر بوقلمون نامه ای به کارمندها داد که:« وزن بوقلمون شما، ارتباطی به کارایی شما ندارد.»
اما کارمندها آنچه بدستشان می رسید را باور می کردند، نه پیام مدیر را، لذا اعتراض ها ادامه یافت و وضع بدتر هم شد. در این میان بعضی کارمند ها تقاضای حق انتخاب بین گوشت بوقلمون و یا کالای دیگر را نمودند، بعضی ها، سبد میوه می خواستند و برخی خواروبار. لذا به تعداد معترضان افزوده شد. حالا، بوقلمون های هدیه، دیگر یک مشکل نبود، بلکه یک بحران محسوب می شد. مدیر برای مقابه با این پدیده، ناچار شد یک مسئول رسیدگی به امور توزیع بوقلمون، استخدام کند اما او هم نتوانست مشکل را حل نماید، سرانجام نتیجه این شد که برنامه ی اهداء بوقلمون ها، به کلی متوقف شد، در عوض بعضی از کارمندها، برای تلافی تضییع حقوقشان، به جای بوقلمون شب عید، وسایل شرکت را مخفیانه!!!، به خانه می بردند.
آیا می دانید ایراد کار مدیر در کجا بود؟

06/11/2013

تفکر استراتژیک

تفکر استراتژیک در این بررسی ضرورت تفکر استراتژیک و مزیتهای آن، ماهیت و کارکرد آن و درنهایت یک الگوی مفهومی برای این شیوه تفکر تشریح می شود. منظور اصلی مقاله تنها تبیین این رویکرد مهم مدیریتی نیست بلکه آنچه امید داریم در انتهای مقاله حاصل شود شکل گیری مجموعه ای از مؤلفه های دیدگاهی پیرامون محیط کسب و کار است. دیدگاهی که می تواند اثربخشی مدیران را توسعه بخشد.
تفکر استراتژیک چیست؟
تعریف» ابزاری برای معرفی مفاهیم و رویکردهاست، ولی معرفی «تفکر استراتژیک» ازطریق تعریف آن کاری کم ثمر است. علت این امر در پیچیدگی مفهومی این رویکرد نهفته است. تعاریف متعددی که برای تفکر استراتژیک ارائه شده هریک به جنبه هایی از این رویکرد توجه داشته اند، هرچند هیچ یک تمامی ابعاد را در برندارند. در چنین شرایطی بهتر است برای معرفی به جای تعاریف، به ماهیت و ویژگیهای تفکر استراتژیک پرداخته و بدین ترتیب تلاش شود تا نمای صحیحی از این رویکرد تصویر گردد.
از دیدگاه ماهوی تفکر استراتژیک یک «بصیـــرت و فهم» است. این بصیرت کمک می کند تا در شرایط پیچیده کسب و کار
۱-واقعیتهای بازار و قواعد آن به درستی شناخته شود؛
۲-ویژگیهای جدید بازار زودتر از دیگران کشف گردد؛
۳-جهشهای (ناپیوستگیهای) کسب و کار درک شود؛
۴ - و برای پاسخگویی به این شرایط راهکارهای بدیع و ارزش آفرینی خلق شود.
تفکر استراتژیک مدیر را قادر می سازد تا بفهمد چه عواملی در دستیابی به اهداف موردنظر موثر است و کدامیک موثر نیست و چرا، و چگونه عوامل موثر برای مشتری ارزش می آفریند؟ این بصیرت نسبت به عوامل تاثیرگذار در خلق ارزش، قدرت تشخیص ایجاد می کند. بدون این تشخیص، صرف منابع (مادی و غیرمادی) سازمان برای دستیابی به موفقیت بی حاصل خواهدبود. کن ایچی اومی (K.OHMAE) درکتاب معتبر خود با عنوان «تفکر یک استراتژیست» چنین اظهار می دارد که: «اگر موضوعات اساسی را تشخیص ندهید، هرقدر به خود و کارمندانتان فشار روحی و فیزیکی وارد کنید، سرانجام نتیجه ای جز سردرگمی و شکست حاصل نخواهدشد».(۸)
تفکر استراتژیک «پیش بینی » آینده نیست.
تفکر استراتژیک تشخیص به موقع خصوصیات میدان رقابت و دیدن فرصتهایی است که رقبا نسبت به آن غافل هستند. جف بزوس (J.BEZOS) بنیانگذار شرکت آمازون (AMAZON.COM) هنگامی که در سال ۱۹۹۵ قابلیت فروش کتاب بر روی شبکه اینترنت را کشف و آن را تبدیل به یک کسب و کار کرد، تشخیص داد که توزیع کتاب بر روی شبکه اینترنت نه تنها هزینه ها را کاهش می دهد بلکه قابلیتهــــایی برای مشتری می آفریند که به هیچ وجه با نظام توزیع سنتی قابل تامین نیست (خلق ارزش برای مشتری). امروز این شرکت با عمر کوتاه خود به فروش سالیانه ای بیش از ۳/۱ میلیارد دلار دست یافته است که این رقم در مقایسه با فروش ۰/۷ میلیارد دلاری شرکت بزرگی همچون جان وایلی (JOHN WILEY) با ۲۰۰ سال سابقه فعالیت در این زمینه، ارزشمنـــــدی بصیرت نسبت به عوامل ارزش آفرین بازار را نشان می دهد .
تفکر استراتژیک ازطریق تشخیص و تقویت فعالیتهایی که ارزشهای منحصر به فردی بـــرای مشتری ایجاد می کند، مزیت رقابتی می آفریند. این کار ازطریق فهم قواعد بازار و پاسخگویی خلاقانه به آن انجام می شود. و این امر در محیط ناپایدار و متحول کسب و کار، یک رویکرد بی نظیر است .
تفکر استراتژیک درقالب قواعد «ساده و عمیق» ظاهر می شود.
این قواعد مدل ذهنی خاصی را ایجاد کرده و مبنای تصمیم گیریهای روزانه تا جهت گیری کلی سازمان خواهدبود. شرکت اسباب بازی لگو (LEGO) این استراتژی را در مفهوم «هر محصول تولیدی حتماً باید برای کودک یادگیری داشته باشد» و شرکت مشاورین بین (BAIN) آن را در «تعهد به نتیجه برای مشتری» فرموله کرده اند. این عبارات ساده ولی عمیق، جهت گیری اساسی این شرکتها را مشخص کرده و مبنای خلق ارزش برای مشتری و مزیت رقابتی برای سازمان را به روشنی بیان می کنند .
تفکر استراتژیک برای سازمان و ذینفعان آن انگیزه و تعهد ایجاد می کند.
این انگیزه و تعهد از طریق قدرتی به وجود می آید که در «حقیقت» ساده و درعین حال جذاب است. به قول آنتونی سن اکسوپری (A.S.EXUPERY) «اگر می خواهید کشتی بسازید لازم نیست مردم را فراخوانید و برای هرکس وظیفه ای مشخص سازید، بلکه کافی است به آنان عظمت بی پایان دریا را نشان دهید ».
هنری مینتزبرگ تفکر استراتژیک را یک نمای یکپارچه از کسب و کار در ذهن می داند، گری هامل (G.HAMEL) آن را معماری هنرمندانه استراتژی برمبنای خلاقیت و فهم کسب و کار توصیف می کند. رالف استیسی (R.STACEY) آن را طرحریزی برمبنای یادگیری می شناسد. هریک از این تعابیر نمایی از این رویکرد را ارائه می کنند، بدون آنکه هیچ یک مدعی بیان تمامی این رویکرد باشند .
تفکر استراتژیک -
برنامه ریزی استراتژیک آیا در دوران جدید، عصر برنامه ریزی استراتژیک به سر رسیده و نقش آن به تفکر استــراتژیک سپرده شده است؟ رویکرد سازنده تر و مفیدتری هم برای این زمینه وجود دارد: تفکر و برنامه ریزی استراتژیک می توانند در کنار هم نقش مکمل داشته باشند. در این رویکـــــــرد، تفکر استراتژیک چشم انداز می آفریند و برای تبیین و پیاده سازی آن از ابزار برنامه ریزی استراتژیک استفاده می شود. هنری مینتزبرگ «متفکران» را از «برنامه ریزان» استراتژیک جدا می داند. وی برای برنامه ریزان استراتژیک نقشهای موثری همچون گردآوری داده، همراهی متفکر استراتژیک در خلق استراتـــــژی و مشارکت در پیاده سازی چشم اندازهای استراتژیک ذکر می کند ولی خلق چشم انداز و معماری استراتژی را حاصل تفکر استراتژیک می داند. (۱۲)
در تفکر استراتژیک یک تصویر بزرگ و یکپارچه (و درعین حال کلی و فاقد دقت) از محیط کسب و کار شکل می گیرد. این شیوه نگرش لازمه کشف قواعد اثربخش و بکارگیری آنها در راستای پاسخ به مشتری است، درحالی که برنامه ریزی استراتژیک با تمرکـز بر روی چشم انداز و جزئیات استراتژی خلق شده، داده های دقیق بـــرای پیاده سازی استراتژی را فراهم می سازد. تفکر استراتژیک جهت گیری مناسب سازمان را مشخص می سازد و برنامه ریزی استراتژیک سازمان را درجهت مشخص شده به پیش می برد. تفکر استراتژیک با سنتز عوامل موثر محیطی و درونی تصویر یکپارچه ای از فضای کسب و کار را در ذهن ایجاد کرده و زمینه را برای خلق پاسخهای خلاقانه و بدیع به نیازهای بازار فراهم می سازد و برنامه ریزی استراتژیک باروشهای تحلیلی،‌اهداف استراتژیک را به برنامه ها و اهداف سالیانه و کوتاه مدت تبدیل کرده و گامهای لازم برای پیاده سازی استراتژی خلق را فرموله می کند. شاید با این دیدگاه بهتر باشد برنامه ریزی استراتژیک، «برنامه ریزی استراتژی» و ابزاری برای پیاده سازی چشم انداز (حاصلازتفکرستراتژیک)تلقیشود.
بدین ترتیب، ابعاد تحلیلی و عقلایی استراتژی با ابعاد خلاقانه و هنری آن پیوند می خورد و یک رویکرد قوی مدیریتی حاصل می گردد.تیم اوشاناسی(T.O’SHANNASSY) این تلفیق را یک فرایند دیالتیک ذهنی بین تفکر واگرا و همگرا می داند. وی می گوید: «درعین خلاق بودن باید خلاقیت را در دنیای واقعی پیاده کرد و درعین بهره گیری از قدرت سنتز می بایستی از قدرت تحلیل نیز استفاده کرد و بکارگیری پی درپی تفکر و برنامه ریزی استراتژیک راه دستیابی به استراتژیهای بدیع و خلاقـــانه درعمل است».(۱۳)
این شیوه نگرش می تواند یک چارچوب اصولی برای پیوند نظریات کلاسیک و نوین استراتژی را فراهم سازد و الگویی برای مفهوم یکپارچه استراتژی باشد .نتیجه گیری برای یک مدیر، هیچ ادراکی مهمتر از فهم کسب و کار نیست. این بصیرت تنها به درک عوامل موثر و روابط بین آنها محدود نمی شود، بلکه کشف شهودی زوایای ناشناخته این فضا و خلق ایده هایی برای بهره برداری از آنها، تجلی ارزش آفرینی از این بصیرت است. تفکر استـــــراتژیک رویکردی است که زمینه شکل گیــری و توسعه این بصیرت را فراهم می سازد. تفکر استراتژیک مدیران را به سوی یادگیری سریع از محیط کسب و کار و بکارگیری خلاقیت برای خلق ارزشهای جدید فرامی خواند. این شیوه تفکر، چشم اندازهایی متمایز از رقبا را به همراه دارد. چشم اندازهایی که می تواند استراتــــژی های نوآورانه و مزیت بخشی را سبب شود.اگر کارکرد استراتژی خلق مزیت رقابتی دانسته شود، تفکر استراتژیک برای بقا و رشد سازمان در محیط پـررقابت امروز امری اجتناب ناپذیر خواهد بود.
مزیت رقابتی مستلزم تمایز جهت گیری نسبت به رقیب است و تمایز درجهت گیری به دیدگاههای متفاوت و تازه ای نیاز دارد. برای دستیابی به چنین دیدگاهی الگوهای متعددی پیشنهاد شده است. یک الگو که در این مقاله معرفی گردید، یادگیری مستمـــر از محیط، کشف نیازهای بی پاسخ بــــازار و خلق راهکارهای بدیع و ارزش آفرین را به عنوان سه فرمان تفکر استراتژیک ذکر می کند. این الگو یک دستورالعمل اجرایی گام به گام نیست. آنچه پیام اصلی این الگوست، شیوه متفاوتی از نگرش به محیط کسب و کار است. با این نگرش، می بایستی رابطه مدیران با محیط بازار را مجدداً تعریف کرد و سازوکارهای مدیریتی سازمان را مورد بازنگری قرار داد. آنچه در اینجا مطرح می شود ماهیتاً یک نوع دانش مدیریتی نیست، منظور از این تعریف مجدد، تغییر باورهای بنیادین مدیران است. باورهایی که سوالات اساسی محیط کسب و کار را پیشرانه تلاش (فکری و اجرایی) برای متحول ساختن سازمانها قرار دهد. پاسخ مدیران برای دستیابی به موفقیت چندان دور نیست، ولی پاسخ از آن کسی است که سوالی دارد

06/11/2013

استعداد، شانس است. مهمترين چيز در زندگي، جسارت است.

وودی آلن

حضور محترم جناب آقای دکتر محمد رضا عارف در عرفه کتاب ارتباطی مشتریان.
29/09/2013

حضور محترم جناب آقای دکتر محمد رضا عارف در عرفه کتاب ارتباطی مشتریان.

25/09/2013

امروز تدارکات غرفه در حال انجام هست.

فردا به امید خدا منتظر شما در نمایشگاه تلکامپ هستیم.

سالن 8-9 رو یادتون نره.......

مقالات مفید و خواندنی همه در وب سایت CRCBOOK.http://crcbook.ir/CRCbookMain/ArticleTextShow.aspx?Artid=10068ef5a23265f64a...
22/09/2013

مقالات مفید و خواندنی همه در وب سایت CRCBOOK.

http://crcbook.ir/CRCbookMain/ArticleTextShow.aspx?Artid=10068ef5a23265f64a0ebbaa2d10dfb98343&Namid=40&CmpID=1006&Kaid=76

شناخت نیاز مشتری و یافتن جوابی مناسب برای آن نیاز مهمترین وظیفه یک فروشنده خوب است. آیا می‌دانید که چگونه می‌توان نیازهاي مشتري را تشخیص داد؟چگونه یک کسب و کار آنلاین را آغاز کنیم؟

22/09/2013

روز شمار نمایشگاه: فقط 4 روز دیگر....

22/09/2013
21/09/2013

روز شمار نمایشگاه: فقط 5 روز دیگر....

20/09/2013

15 فعالیت روزانه مدیران موفق

ژان بقوسیان
مدرس بازاریابی

چند روز قبل مقاله بسیار جالبی در مجله معروف فوربز خواندم. این مقاله که بومی شده همان مطلب است تقدیم تمام مدیران پرتلاش می‌شود.

مدیریت و رهبری کسب‌و‌کار مهارتی است که در افراد به تدریج به عادت تبدیل می‌شود. مثلا مدیران پس از مدتی می‌آموزند به سرعت تصمیم‌گیری کنند. بسیاری از مردم تعجب می‌کنند که مدیر چگونه در سخت‌ترین شرایط تصمیمات درست را اتخاذ می‌کند. این تصمیمات نتیجه جمع‌آوری تجربیات زیاد و مواجه شدن با شرایط مختلف است. 15 فعالیت وجود دارد که اغلب مدیران دنیا آن‌ها را انجام می‌دهند. حال شاید آن‌ها را فرا گرفته باشند یا به صورت ذاتی این موارد را انجام می‌دهند. با بررسی این 15 مورد دریابید که آیا مدیر موفقی هستید یا خیر.



1. ایجاد احساس امنیت در دیگران و ترغیب دیگران به نظر دادن
بسیاری از مدیران مقام و قدرت خود را به رخ کارمندان می‌کشند. آن‌ها وقتی وارد اتاق کارمند می‌شوند جوی جدی و ترسناک ایجاد می‌شود. مدیران موفق توجه را به خودشان جلب نمی‌کنند و نظرات دیگران همیشه برایشان مهم هستند. آن‌ها استاد ایجاد حس امنیت هستند و کاری می‌کنند تا دیگران با اعتمادبه‌نفس نظرات خودشان را بگویند. نزدیک شدن به مدیران موفق و گفتن نظرات کاری بسیار ساده است و هیچ‌گونه ترس و وحشتی ایجاد نمی‌کند. کارمندان به راحتی می‌توانند با نظرات یک مدیر موفق مخالفت کنند.

2. اتخاذ تصمیمات
مدیران موفق تصمیم‌گیرندگانی حرفه‌ای هستند. آن‌ها بسیار ساده و روان صحبت می‌کنند و مکالمات را به نتیجه می‌رسانند. آن‌ها مدام تصمیماتی می‌گیرند که باعث انجام شدن کارها می‌شود و پیشرفت حاصل می‌شود. آن‌ها استاد خاتمه دادن صحبت‌ها و موارد بی‌ارزش هستند و به سرعت تصمیم می‌گیرند. به جای اینکه روزها و ماه‌ها برای یافتن بهترین گزینه ممکن فکر کنند با قاطعیت تصمیم می‌گیرند، حتی اگر تصمیمشان بهترین گزینه ممکن نباشد. عدم قطعیت در تصمیم‌گیری یکی از بزرگ‌ترین عوامل شکست کسب‌و‌کارها است.

3. توضیح انتظارات
مدیران موفق در صحبت و انتقال پیام بسیار قوی هستند، به خصوص وقتی درباره توقعات خود از عملکرد دیگران صحبت می‌کنند. آن‌ها همواره به همکاران چشم‌انداز و ارزش‌های شرکت را یادآوری می‌کنند تا مطمئن شوند درست درک شده و اجرایی خواهد شد. مدیران همیشه توقعات خودشان را به وضوح بیان می‌کنند. این کار باعث تمرکز کارکنان بر کارهای اصلی می‌شود. همچنین معیارهایی برای ارزیابی کارها ارائه می‌دهند تا هم مدیر و هم کارکنان بتوانند کیفیت کار انجام‌شده را ارزیابی کنند.

4. به چالش کشیدن دیگران برای تفکر
مدیران موفق دیدگاه‌ها و توانمندی‌های کارکنان را می‌شناسند. آن‌ها گروه را ترغیب به تفکر می‌کنند. اگر کسی در کارش به اندازه کافی تفکر نکند، رشد چندانی نخواهد داشت. مدیران موفق محیطی دوستانه ایجاد می‌کنند تا همه بتوانند فکر کنند و راه‌حل ارائه دهند. مدیران موفق همه را به تفکر وا‌می‌دارند. تفکر فقط کار مدیران ارشد یک سازمان نیست. هر کارمندی باید تفکر کند و باعث رشد سازمانش شود.

5. مسئولیت‌پذیری نسبت به دیگران
مدیران موفق به کارمندان اجازه می‌دهند مدیر را مدیریت کنند. البته این‌طور نیست که دیگران کنترل مدیر را در دست بگیرند، ولی مدیرمسئول است تا مطمئن شود نیاز همکاران برآورده می‌شود. مسئول بودن نسبت به خواسته‌های همکاران و علاقه به موفقیت فردی همکاران بسیار اهمیت دارد. مدیر موفق به جای دستور دادن بیشتر به اجرای خواسته‌های معقول همکاران می‌پردازد.

6. هدایت با نمونه خودشان
الگو بودن در تمام کارها ظاهرا خیلی ساده به نظر می‌رسد، ولی مدیران بسیار کمی همیشه این‌طور هستند. مدیران موفق به آنچه می‌گویند عمل می‌کنند و مراقب رفتارشان هستند. آن‌ها می‌دانند که تحت نظر هستند و برخی منتظرند تا یک رفتار اشتباه ببینند و موضوع را بزرگ جلوه دهند. اگر مدیر توقع دارد کارمندان عمل‌گرا باشند خودش اولین کسی است که بلافاصله دست به کار شده و کارها را انجام می‌دهد.

7. ارزیابی و پاداش دهی عملکرد خوب
مدیران موفق همواره عملکرد مجموعه را ارزیابی می‌کنند. آن‌ها نه تنها اعداد و ارقام را بررسی می‌کنند بلکه مدام کارهای خوب و افراد پرتلاش را تشویق می‌کنند. مدیران خوب هیچ‌گاه نسبت به افراد با عملکرد بالا بی‌توجه نیستند و پاداش دادن به آن‌ها را فراموش نمی‌کنند. مدیری که بین کارمندان عالی و معمولی تمایزی قائل نشود با سرعت تمام کسب‌و‌کارش را به سمت سقوط پیش می‌برد.

8. دادن اطلاعات و بازخورد به کارکنان
کارکنان می‌خواهند مدیر به آن‌ها توجه کند. مدیران موفق همواره به کارکنان اطلاعات و بازخورد می‌دهند و از شنیدن نظرات کارکنان استقبال می‌کنند. آن‌ها روابط دوستانه‌ای با همکاران دارند. آن‌ها می‌دانند این موضوع برای پیشرفت کسب‌و‌کار حیاتی است. مدیران منبع اخبار جدید شرکت برای کارکنان هستند. مدیران خوب رازهای زیادی ندارند و به راحتی درباره موضوعات کلیدی کسب‌و‌کار پیش همکاران صحبت می‌کنند.

9. تشخیص و شکوفا کردن استعدادها
مدیران موفق استعدادهای کارمندان را کشف کرده و از آن استفاده می‌کنند. آن‌ها در افزایش توانمندی‌های همکاران متخصص هستند و می‌‌دانند در هر شرایطی چگونه از توانایی‌های منحصربه‌فرد هر کارمند به خوبی کمک بگیرند تا پروژه‌ها با موفقیت پیش برود. شاید فردی برای تایپ استخدام شده است، ولی مدیر پس از چند ماه او را به بخش طراحی منتقل کند چون استعدادش را در این زمینه کشف کرده است.

10. پرسیدن سوال و دریافت مشاوره
مدیران موفق همواره در حال پرسیدن سوال و مشاوره گرفتن از دیگران هستند. شاید این مدیران بسیار دانا و مطلع باشند ولی از درون می‌دانند که باید همیشه به دنبال علم و دانش و یادگیری باشند. این افراد به خودشان متعهد شده‌اند تا همیشه پیشرفت کنند و توانمندی‌های خودشان را افزایش دهند. مدیران موفق از کمک گرفتن ترسی ندارند و سعی می‌کنند از تمامی اطرافیان خود کمک فکری بگیرند، حتی اگر خودشان در آن زمینه متخصص باشند. آن‌ها ارزش دانسته‌های دیگران را می‌دانند و خودشان را بهترین تصمیم‌گیرنده دنیا نمی‌دانند.

11. حل مسائل و دوری از تعلل
مدیران موفق می‌دانند وقتی با مسئله‌ای روبرو شدند باید اصل موضوع را کشف کنند و مسئله را از پایه و اساس حل کنند. اگر هر روز در محل کار مشاجره پیش می‌آید، سخت‌‌گیری و دعوت به سکوت مشکل را حل نمی‌کند. یک مدیر موفق سعی می‌کنند علت ریشه‌ای مشاجرات محل کار را دریابد و آن را رفع کند. آن‌ها در حل مسائل مهم تعلل نمی‌کنند و نمی‌گذارند کار از کار بگذرد. آن‌ها از مواجهه با موارد اضطراب‌آور هراس ندارند زیرا می‌دانند تنها راه حل مشکلات رویارویی با مشکلات و موارد است. مدیران حاضرند کارهایی انجام دهند که از دید دیگران لذت‌بخش نیست و افراد دیگر حاضر به انجام آن نیستند.

12. ایجاد انرژی و نگرش مثبت
مدیران موفق هر جا کار کنند روحیه‌ای شاد و مثبت ایجاد می‌کنند. آن‌ها با رفتار و گفتارشان به اطرافیان انگیزه و انرژی می‌دهند و آن‌ها را ترغیب به اقدام و انجام کارها می‌کنند. آن‌ها افرادی دوست‌داشتنی، محترم و با اراده هستند. آن‌ها به هیچ وجه اجازه نمی‌دهند شکست‌ها سرعت پیشروی گروه را کم کند و ناامیدی غلبه کند.

13. معلم همیشگی و حرفه‌ای
بسیاری از کارکنان از این موضوع شکایت دارند که مدیران هیچ‌گونه آموزشی نمی‌دهند و رشد کارکنان برایشان مهم نیست. مدیران موفق همواره در حال آموزش دیگران هستند، زیرا خودشان دائم در حال یادگیری و فراگرفتن مطالب جدید هستند. اگر با مدیری خوب کار کنید مدام در حال یادگیری جدیدترین مطالب تخصصی خواهید بود. مدیران اطلاعات باارزش را برای خود نگه نمی‌دارند بلکه تیم خود را از جدیدترین اخبار، اتفاقات و روندها آگاه می‌سازند.

مدیران به همه کارکنان آموزش می‌دهند و با دقت افراد مستعد و علاقه‌مند را انتخاب می‌کنند تا آموزش‌های پیشرفته‌تری به آنان بدهند.

14. به ارتباطات انسانی اهمیت می‌دهند
مدیران موفق افرادی گوشه‌گیر و خودخواه نیستند، بلکه همیشه سعی می‌کنند برای دیگران مفید باشند و ارتباط خوبی با دیگران دارند. آن‌ها افراد اثرگذار و قدرتمند را به دایره دوستان خود اضافه می‌کنند و فکر نمی‌کنند با این کار ارزش آن‌ها کم خواهد شد. البته هدف مدیران به‌کارگیری نفوذ دیگران برای منافع خودشان نیست بلکه در وهله اول سعی می‌کنند برای دیگران مفید واقع شوند. مدیران موفق همیشه موفقیت‌ها را با اعضای گروه تقسیم می‌کنند و دیگران را در رسیدن به این موفقیت سهیم می‌دانند.

15. از مسئولیت‌هایشان لذت می‌برند
مدیران موفق دوست دارند اثرگذار باشند، ولی موضوع فقط اعمال قدرت نیست. هدف آن‌ها رسیدن به هدف‌های بزرگ و ارزشمند است. بالاترین درجه مدیریت آن است که به دیگران خدمت کنیم و از این کار لذت ببریم و البته در کنار آن از منافع مالی این کار نیز بهره‌مند شویم. مدیران موفق از کارشان و مسئولیت‌هایی که دارند لذت می‌برند زیرا آن را بخشی از فعالیت‌های لازم برای رسیدن به هدف بزرگ خود می‌دانند.

اگر مدیری هر روز به این 15 مورد اشاره‌شده اهمیت بدهد، سازمانش رشد می‌کند و ارزش آن بیشتر می‌شود. چنین سازمانی نتایجی غیرقابل‌تصور ایجاد خواهد کرد و دیگران را به تحسین وا خواهد داشت!

شما هم می‌توانید یکی از این مدیران باشید. البته حتما بخشی از موارد اشاره شده را انجام می‌دهید. به مواردی بپردازید که به آن‌ها توجه کافی نداشته‌اید. موفق باشید مدیر موفق!

Address

Baharestan
Tehran
1428

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when بزرگترین شبکه نمایشگاه مجازی posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Contact The Business

Send a message to بزرگترین شبکه نمایشگاه مجازی:

Share